انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 11184
08:27

معلم شهید محمد حسین خیام

نسخه مناسب چاپ

معلم شهید محمد حسین خیام

نام پدر: مهدی

تاریخ ولادت:1330

محل تولد:قزوین

تاریخ شهادت:4/12/62

محل شهادت: مسجد فاطمه الزهرا(س)-تهران-خیابان آزادی

چگونگی شهادت: اصابت تیر به قلب توسط منافقین ترور

میزان تحصیلات: کارشناسی

سمت و محل خدمت: مدیر هنرستان شهید یارجانی

تاهل و فرزندان: متاهل و دارای دو فرزند

زیارتگاه: گلزار شهدای بهشت زهرا(س)-قطعه 28

شهید محمد حسین خیام در سال 1330 در خانواده ای مذهبی در قزوین چشم به جهان گشود. مدارج تحصیلی را یکی پس از دیگری با موفقیت طی کرد و شایستگی او موجب انتخابش به عنوان مدیر اولین هنرستان فنی و حرفه ای منطقه 19 تهران شد.

همواره در سلام گفتن از دیگران سبقت می گرفت و بسیار مهربان و خوش اخلاق و متین,آرام و متفکر و بی ریا بود.به صله ارحام پای بند بود و خود را وقف مردم می کرد.در سال 50 ازدواج کرد که ثمره آن دو فرزند دختر به نامهای زهرا و زینب است.او استاد رشته ی تراشکاری بود و این حرفه را به خوبی به دانش آموزان یاد می داد.اعتقادات دینی محکمی داشت.مسجد خانه همیشگی او بود.هم برای عبادت و هم برای رسیدگی به امور مردم.

گمنام کار می کرد واهل ریا کاری نبود.غصه و قصه اش جنگ بود و سرانجام نه در خاکریزهای رزم بلکه در سنگر مسجد طعم شهادت را چشید و در نیمه شب پنجشنبه در اسلحه خانه مسجد در تاریکی شب ناجوانمردانه هدف دو گلوله از سوی اشخاص ناشناس قرار گرفت و به دیدار معبود خود شتافت.

همسر گرامی شهید:

"شهید خیام بسیار متواضع بود"

حاجیه خانم سلیمانپور همسر گرامی شهید در کنار عکس شهید می گوید:

وقتی این عکس را انداخت خوب یادم هست می گفت این عکس به درد اعلامیه می خورد!

او که خود از فرهنگیان پر تلاش تهران است ادامه می دهد: شهید خیام زیاد به مسجد می رفت.یکبار به او گفتم خوب ما را هم به مسجد ببر.گفت:بچه داری ثوابش خیلی بیشتر از مسجد رفتن است.تو در خانه به امور این بچه ها رسیدگی کن اما برای نماز به مسجد بیا. هر شب جمعه به عنوان پاسدار افتخاری در مسجد و اطراف محل کشیک می داد.روز شهادتش از مدرسه و مسجد محل تعداد زیادی از دانش آموزان را برای جبهه بدرقه کرده بود و خوشحال آمد و گفت: امروز 70 تا از دانش آموزان بسیجی را راهی جبهه کردیم.شب همان روز شب شهادتش بود.بچه هایی که اعزام شده بودند چند روز بعد زنگ زدند و می گفتند: به آقا بگویید این جا جایشان خیلی خالیه،اگر می تونه بیاد.دریغ از اینکه مدیرشان زودتر از آنکه فکرش را می کردند به شهادت رسیده بود.

دختر شهید:

"احساس غرور میکنم "

نام زیبای پدر شهیدش را بر روی تنها پسرش گذاشته تا همیشه به یاد او باشد.

زهرا خیام دختر بزرگ شهید است.می گوید: خاطره زیادی از پدرم به یاد ندارم چون در زمان شهادتش 6 ساله بودم و خواهرم زینب هم 6 ماه بیشتر نداشت.ولی یک خاطره در ذهنم دارم. یک روز دیر وقت بود که پدرم از مسجد به خانه آمد..من،مادر و مادر بزرگم بیدار بودیم.من بهانه می گرفتم و دوست داشتم روی دوش پدرم بنشینم.با آنکه خسته بود به روی خودش نیاورد.مرا بلند کرد و روی شانه هایش نشاند و با هم بازی کردیم.

زهرا پزشک است ولی تربیت فرزند را مهمتر از هر چیز می داند و در ادامه می گوید: من و خواهرم از اینکه فرزند شهید خیام هستیم به خود افتخار می کنیم و همیشه احساس غرور داریم.

 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها

.