انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 12030
12:47
میزگرد بسیج دانشجویی در رابطه با حادثه ورامین

ستایش؛ قربانی مساعد یا گنه کار؟ / دکتر منتظر قائم: این یک آسیب عادی نیست؛ یک جنایت است!

منتظرقائم در بیان موانع بررسی علمی آسیب‌های اجتماعی گفت: مشکل دیگری که ما در ایران داریم این است که فضای گفت و گو و عقلانیت ما درگیر این ملاحظات است و در عرصه واقعیت اجتماعی، سنت با مدرنیته و حتی با تجلیات خیلی پست مدرنیته نیز قاطی شده است.
نسخه مناسب چاپ

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج فرهنگیان به نقل از رجانیوز، حادثه‌ای که در نیمه‌ی دوم فروردین ماه سال جاری در ورامین تهران اتفاق افتاد و دختری پنج ساله را به کام  مرگ برد، بازخورد‌ها و تاثیراتی بزرگتر را در شبکه‌های اجتماعی در پی داشت، که هشتکی را در مطالب مختلف کاربران تکرار می‌کرد، " #ستایش "! 
.
بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران روز یکشنبه -دوازده اردیبهشت- همایشی جهت بررسی حادثه ورامین برگزار کرد و سعی کرد تا با نگاهی علمی به بررسی این حادثه  بپردازد.
 
 دکتر منتظرقائم اولین میهمان  این جلسه بود که به بررسی بازنمایی حادثه قتل ستایش در رسانه‌ها پرداخت.
 
 رئیس گروه علوم ارتباطات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در ابتدای سخنرانی خود اشاره کرد که من سعی می‌کنم به بررسی کلان آسیب‌های اجتماعی بپردازم و سپس ادامه داد:  ما به دلیل غلبه‌ی فضای گفت و گو‌های ایدئولوژیک در ایران باید بین موضوع، مسئله، آسیب و بحران تمایز قائل شویم. 
 
 وی در ادامه در بررسی ضعف رسانه‌ها در پرداختن به آسیب‌های اجتماعی گفت: ما در ایران متاسفانه وقتی وارد فضای آسیب‌های اجتماعی می‌شویم یک مبنای قدرت اخلاق گرایانه وارد می‌شود و آسیب را تعریف می‌کند و بعد از آن معیار‌های مقابله و برابری با اینها تحت تاثیر این فضا از گفت و گوی متوازن دموکراتیک بین گروه‌های مختلف خارج می‌شود و یک حالت رمانتیک و اخلاق گرایانه در فضا حاکم می‌شود و به همین خاطر تنها واکنش عقلانی که رسانه‌ها می‌توانند نسبت به آسیب‌های اجتماعی  در این شرایط ارائه بدهند سکوت و فرصت طلبی برای مقابله است. 
  
وی افزود برای همین به نظر من هم سکوت رسانه‌ها محل بحث است و هم اینکه ورودشان در این مسائل به دلیل اینکه سرمایه‌ی دانشی و تکنیکی وارد شدن به این فضا‌ها را ندارند، غیر علمی است و یک وقت‌هایی آسیب‌شان از سکوت‌شان بیشتر است.
 
 او در ادامه چاره‌ی حل این طیف مسائل را مشارکت عمومی دانست و بیان کرد: این مسائل باید در فضای مشارکت اجتماعی و با حضور تمام نخبگان، روحانیت، دانشگاهیان،  جامعه شناسان، متخصصین مسائل فرهنگی و نمایندگان گروه‌های مختلف اجتماعی به نقد و بررسی گذاشته شود. 
 
دکتر منتظرقائم شاره کرد:  در این حادثه باید میهمانان کشور ما، افغان ها نیز برای حل این مسئله حضور داشته باشند.
 
 
ناگفته نماند  که این سخنان در حالی مطرح می‌شد که بخشی از سالن مملو جمعیت شهید مطهری دانشکده علوم اجتماعی را میهمانان افغان تشکیل می‌دادند.
  
منتظرقائم در بیان موانع بررسی علمی آسیب‌های اجتماعی گفت: مشکل دیگری که ما در ایران داریم این است که فضای گفت و گو و عقلانیت ما درگیر این ملاحظات است و در عرصه واقعیت اجتماعی، سنت با مدرنیته و حتی با تجلیات خیلی پست مدرنیته نیز قاطی شده است. 
 
همچنین لازمه‌ی بررسی درست رسانه ها را اینگونه بیان کرد که: «ما نیاز داریم از یک بحث خیلی کلان تر به بررسی کارکرد رسانه ها در حوزه آسیب‌های اجتماعی ورود کنیم.
 
 او که لازمه‌ی ورود به این مسائل را دید اخلاق فردی مبتنی بر اخلاقات عمومی می‌داند از امکان ورود به این بحث از زاویه‌های مختلفی چون پوشش، بازنمایی و... صحبت کرد ولی بیان کرد که در این جلسه می‌خواهد از زاویه کمپین(چالش) وارد این موضوع شود و در ذیل آن به مسئله بازنمایی بپردازد. علت انتخابش را نیز دید طولی که کمپین می‌دهد و دستیابی به قدرت تحلیل عمیق‌ترجامعه ایران معرفی کرد.
وی افزود :آنچیزی که مبناست اصل تغییر است نه داوری ما نسبت به مسائل. اگر ما مبتنی بر ایدئولوژی‌مان یک خوب و بدی را تعریف کنیم و بخواهیم بر مبنای آن داوری کنیم، به نام جلوگیری از آسیب، خود عاملی می‌شویم برای جلوگیری از تغییر مثبت. و باید این را بدانیم که هر بدی الزما ناسالم نیست.
 
 و در ادامه گفت:  ما باید آسیب‌های بوجود آمده در شبکه‌های اجتماعی که نادرست است را بپذیریم اما این مسئله نهایتا بد نیست، خوب است. ما برای اینکه از این آسیب‌ها عبور کنیم لاجرم باید هزینه‌ی چالش را بدهیم. بنابراین هر بدی الزاما ناسالم نیست.  او معتقد است که:  این حادثه آسیب نیست؛ یک جنایت است! حادثه‌‌ی خاصی اتفاق افتاده و ما باید این حادثه‌ی خاص را به شیوه‌ی خاص بررسی کنیم. 
 
منتظرقائم سپس صحبت‌هایش را ببه سمت مسئله‌ی امنیت ملی و بازتاب آن در رسانه برد و  گفت: قطعا بحث امنیت ملی در این مسئله وجود دارد. من نمی‌گویم برتری ایران و... نه! ولی در پوشش رسانه‌ای مسئله‌ای به نام امنیت ملی‌ نیز وجود دارد. 
 
او در بررسی نقش رسانه ها بیان کرد:  رسانه‌ها می‌توانند هم کارکرد پیشگیرانه داشته باشند، هم کارکرد درمان. پیشگیری از طریق آگاهی و درمان از طریق آموزش و مشاوره. » در ادامه نیز به شرح مفهومی کمپین پرداخت و اشاره کرد که : « کمپین هر نوع برنامه‌ای که با مطالعه وضع موجود و مطلوب، با مطالعه‌ی تغییراتی که می‌خواهیم ایجاد کنیم  را در فاز سوم با عملیات تولید اطلاعات به محتوا سازی و سپس در مرحله‌ی پایانی  به اثر سنجی نسبت به فعالیتی که در جهت ایجاد تغییر صورت گرفته است می‌پردازیم.
 
 به اعتقاد وی ما در حوزه رسانه‌های عمومی ضعف تخصص و دانش داریم اولین کاری که از نظر وی باید صورت بگیرد این است که رسانه‌ها وضع موجود و وضع مطلوب را بشناسند. او معتقد است که بسیاری از خبرنگاران حوزه اجتماعی خبرنگار هستند اما خبرنگارانی هستند که بیشتر اقناع ایدئولوژیک شده‌اند و خیلی راحت کسی را مجرم تلقی کنند و به وی اتهام بزنند. او زبان روزنامه‌ها و رسانه‌های جمعی را زبانی اقناعی خطاب کرد و آن را در جهت ترساندن و وحشت به جای آگاهی بخشی نسبت به جرم و جنایت معرفی کرد. وی همچنین از ضعف نگاه تحلیلی به حوادث و زبان تحت نظارت نیروی انتظامی انتقاد کرد.
 
در ادامه‌ مجری برنامه در رابطه با نقش رسانه‌ها در حادثه‌ی ستایش سوالش را اینگونه مطرح کرد که:  شما نقش رسانه‌ها و به ویژه ماهواره را در رخ دادن چنین اتفاقاتی را در چه حد می‌دانید و آیا اینها موجب تشدید این مسئله می‌گردند؟ 
 
دکترمنتظر قائم نیز در پاسخ به این پرسش بیان کرد: من می‌خواهم این سوال را با عدم پاسخم جواب بدهم. من به عنوان کسی که در حوزه تاثیرات کار کرده‌ام می‌خواهم بگویم این مسئله به هیچ وجه نه قابل اثبات است و نه قابل رد. به فرض اگر بخواهیم قبول کنیم باید بگوییم این رسانه‌ها عامل موجده نمی‌توانند باشد اما می‌توانند عامل مشدده باشد. خیلی نمی‌توان حکم داد، این نوع حرف‌ها حرف‌های غیر آکادمیکی است.
 
سپس در ادامه مراسم یکی از دانشجویان افغان حاضر در جلسه بلند شد و به صورت شفاهی سوال خود را بیان نمود: در این سه دهه حضور مهاجرین افغان‌ در ایران رسانه ها انواع جرم‌های کرده و نکرده را به مهاجرین نسبت داده‌اند و از مهاجرین افغان یک شهروند دسته چندم ساخته و این تنها یک مورد از جنایات و تعرضاتی بود که نسبت به مهاجرین رسانه‌ای شد.
 
منتظر قائم در ادامه گفت: جنبش مدافعین حقوق مهاجرین کوتاهی کرده و برای حمایت از مهاجرین اقدامی صورت نداده است. این را هم قبول دارم که محرومیت در یک زمینه امکان محرومیت در باقی زمینه‌ها را هم بوجود می‌آورد اما این دلیل نمی‌شود که یک واقعه را به تمامی مسائل دیگر تسری دهیم.
 
در ادامه برنامه دکتر سهیلا صادقی به سخنرانی در زمینه‌ی قتل در ایران آغاز کرد. استاد گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی بحث خود را با تشکر از بسیج دانشجویی برای برگزاری همایشی با این موضوع آغاز کرد و نسبت به استفاده از ترکیب واژه بحران جنسی در مورد این حادثه  که هنوز اثبات نشده است، انتقاد کرد و بیان نمود که : نتایج پزشکی قانونی هنوز معلوم نشده و نمی‌توان چیزی در مورد تعرض جنسی گفت.
 
 
او در ادامه گفت: رسانه‌ها دنبال جذابیت هستند. وگرنه در خیرآباد وان حمام اش کجا بود که بخواهد مقتول را در آن بگذارد و بخواهد با اسید از بین ببرد؟
 
 
 
 
دکتر صادقی مبنای صحبت خود را تحقیق خود در رابطه با مطالعه جامعه شناسی قتل در ایران که در سال 90 انجام شده است قرار داد و به بررسی مسئله‌ی قتل و به خصوص قتل‌های شهره‌ای چون پل مدیریت، روح ا... داداشی و... پرداخت. وی به نقل از هگل گفت: «این خیلی انتزاعی است که تنها ته خط قاتل را که جنایت است ببینیم بلکه باید از آغاز زندگی این افراد شروع کنیم.
 
دکتر صادقی همچنین در ادامه با یک سوال به صحبت خود ادامه داد.  «چرا با وجود اینکه تعداد این جرم جزء کمترین جرائم ایران است و چیزی در حدود سه در هزار است، این میزان از پرداخت وجود دارد؟ علت این امر جدی بودن این جرم است. زمانی که قتل اتفاق می‌افتد نه تنها مجرم، به قربانی و حتی جامعه‌ی آن قتل یک شوک وارد می‌کند.
 
وی در ادامه بیان کرد که: شما این دیدگاه حقوقی را در اوائل قرن 18 دارید که مجرم به عنوان هیولایی از بدی‌ها نمادی از تمام خبائث می‌شود. و مجرم کسی است از غیر ما و گویی از دنیایی دیگر آمده است، در حالی که مجرم دقیقا یکی از ماست و از جامعه ما برخواسته است. سهیلا صادقی در ادامه از کمبود مطالعات تحقیقاتی در زمینه قتل در ایران اظهار نارضایتی کرد.
 
استاد دانشگاه تهران در انتقاد به رسانه‌ها بیان کرد: رسانه‌ها یک دانش اشتباه و پیش پا افتاده را برای ما به تصویر می‌کشند. طوری نشان می‌دهند که گویا همواره هیچ رابطه‌ای بین قاتل و مقتول وجود ندارد در حالی که این مسئله عکس آنچیزی است که در رسانه‌ها می‌آید.
 
او از چند ریسک فاکتور از جمله مذکر بودن و مجرد بودن در مسئله قتل نام برد و اینگونه شرح داد که: قتل معمولا جرم نوجوانان نیست. علت آن هم این است که نوجوانان بیشتر تحت نظارت بزرگسالانشان هستند. بیشتر قاتلان مجرد و تعداد قاتلان متاهل بسیار کم است.
 
 وی همچنین با اشاره به سابقه‌دار بودن اکثر قاتلان تصریح کرد: « اینجاست که باید سیستم قضایی را زیر سوال ببریم که یک مجرم بعد از سه ماه از زندان بیرون می‌آید، بدون هیچ گونه کلاس آموزش کنترل خشمی. 
 
در ادامه نیز در نفی تاثیر قومیت قربانی در این ماجرا گفت: ستایش می‌توانست هر دختر دیگری باشد.  به قومیت او هیچ ربطی ندارد. همچنان که نمونه‌های بسیاری از قتل در این سال‌ها بی هیچ رابطه‌ای با
 
 
مسئله‌ی قومیت، در وضعیتی مشابه رخ داده است.
  
 
دکتر صادقی بهعنوان یک نمونه از مسئله جذابیت‌های قتل برای قتلان به مسئله‌ی مرئی شدن یا به شهرت رسیدن پرداخت و راه منفی و خلاف را یکی از راه‌های مرئی شدن افراد از طبقات اجتماعی ضعیف دانست.
 
او در ادامه گفت: برخی قربانیان، قربانیان مساعدند و برخی قربانیان گنهکار. ستایش قربانب بی گناه است، چون اختیاری از خود نداشته است اما پدر و مادر او مقصرند که دقت لازم را در محافظت از بچه‌ای که در محله‌ای با مشخصات غیر قابل اعتماد زندگی می‌کند را نداشته‌اند.
 
دکتر سهیلا صادقی در پایان با اشاره به نحوه غلط جرم شناسی حاضر راه حل را در حرکت از جرم شناسی قربانی محور به سمت جرم شناسی مجرم محور بیان کرد و همچنین با مورد خطاب قرار دادن دانشجویان افغان حاضر در مراسم پیشنهاد کرد تا با عمومی کردن فکت‌هایی همچون «کمترین میزان جرائم ایران متعلق به اقلیت‌ها» جوانان دانشگاهی مهاجر به اثبات خود و ساخت تصویری نو و جدید از مهاجرین اقدام کنند.
 
انتهای پیام/

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها