انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 125
09:30

شعر مبعث / سروده فرهنگی بسیجی آقای عباسعلی جاویدان

javidan53:
نسخه مناسب چاپ

مکه زشوق دیدنت هردم چراغانی است درآسمان وهم زمین آهنگ قرآنی است

تکبیر بوذرها ز بام کعبه می آید دروازه ی مکه پر از دلهای طوفانی است

هر صبح می آید منم از قعر دورانها اقرا که با یاد تو تفسیر مسلمانی است

برسردر بت خانه ها تندیس ها خشکید شعر تمام کودکان امشب فراوانی است

نفس بنی آدم اگر د ر خوشه ای پژمرد با یاد تو انسان کجا دربند و زندانی است

ای دستهایت تا ابد افسونگر خورشید شب تاب ها امیدشان نیرنگ ونادانی است

شمع رسالت را به نام تو زدند آذین چون چشمهایت در حرا غرق پریشانی است

روح الامین باچهره ای مملو از احساس اینک به رسم معرفت گرم نگهبانی است

لقمان اگر درحکمت و در علم یکتا بود دروازه ی علم تو خود استاد لقمانی است

با دستهای تو اگر سلمان مسلمان شد درخوان تو پیغمبران مشغول مهمانی است

موسی که درطورآنهمه هیبت تماشاکرد در محضرختم رسل سرگرم چوپانی است

این نکته بشنو گر مسیح آیینه حق بود روح توقدسی ودلت انفاس روحانی است

آغوش خودرابازکن بوی اویس اینجاست از عشق تو دیدار گاهی وقت پنهانی است

دیوار استبداد از نام تو بشکسته است آتشکده بعد از هزاران سال قربانی است

گلبانگ زیبای اذان با نغمه ی تکبیر بلبل به حسن روی تو مست غزل خوانی است

قرآن تو آیینه ای از جلوی رب است فرزند بوسفیان به فکر دام شیطانی است

دیوار مکه ناگهان تفسیر باران شد کوفه هنوز از التهاب سرخ بارانی است

پرواز کن تا عرش بینی لحظه ی معراج آدم به جایی می رسد جبرییل سوزانی است

شمشیرحق دردست مولاسخت دلتنگ است اینک یمن محتاج آن شمشیر عریانی است

جاویدان

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها