انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 12677
07:16
حجت الاسلام ناصر اكبري

ردّ معامله برد-برد در قرآن

از جمله معاملاتی که سه سال است در ايران بيش از همه جلب نظر مي كند اصطلاح معامله ي برد-برد است كه در مسئله ي هسته اي مطرح شد و مزيّن به مثال 3 گل زده در مقابل 2 گل خورده شد که تعجب بسياري را برانگيخت.
نسخه مناسب چاپ

رجانیوز: پیشینه ی معاملات برد-برد در عالم اسلام  به حدود 1450 سال پيش بر می گردد. در كشمكش مشركين با نهضت نوپای اسلامي پيامبر اعظم (ص) به چنين معامله اي برمي خوريم. آن هنگام كه مشركين پس از مستاصل شدن از استقامت پيامبراعظم (ص) و ياران وفادارش، پیشنهاد معامله ای را دادند که در آن، پيامبر (ص) در مقابل دادن امتيازات، امتيازاتي از آنها بگيرد و در غیر آن صورت به تهدید و تحریم شدید گرفتار می شود. در باب اين امتيازات و شان نزول آيات مربوطه، نقل قولهاي مختلفي آمده است اما همه مفسّرین اتفاق نظر دارند كه جريان بر معامله اي مبتني بود كه پيامبر امتيازاتي بدهد و امتيازاتي بگيرد اما خداوند اين اجازه را به پيامبر نداده و سخت ايشان را برحذر مي كند و امتيازات مشركين را بي ارزش مي نامد. مطابق معمول، نگارنده به ذكر آيات و ترجمه اكتفا مي كند تا خواننده ي محترم فقط با ديدن ترجمه به شگفتي هاي قرآن، در بيان روشن فتنه ها پي برد.
 
يك: ابتدا سوره كافرون:
 
بسم الله الرحمن الرحیم. 
قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ. 
لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ...
 
ترجمه: بگو ای کافران! آنچه شما می‌پرستید من هرگز نمی‌پرستم (و امتیاز نمیدهم)
 
در اينجا پيامبر به صراحت امتياز پرستيدن خداوند توسط مشركين را در مقابل دادن امتياز پرستيدن يا احترام محدود به بتها را رد مي كند با وجود اينكه در عقل ناقص بشري رد چنين معامله ی برد-بردی براي يك نهضت تازه تاسيس اشتباه است و پیامبر (ص) مي توانست موقتا از اين طريق، به تقويت نهضت خود بپردازد و قلوب را بسمت خود سوق دهد و گرفتار جنگ و تحریم در شعب ابیطالب (ع) نشود.
 
دو: به آيات 73 و 74 سوره ی اسری نظر كنيد:
 
وَإِن كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لَّاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا.
وَلَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا
 
ترجمه: نزدیک بود آنها تو را (با وسوسه‌های خود) از آنچه بر تو وحی کرده‌ایم بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهی؛ و در آن صورت، تو را به دوستی خود برمیگزینند! و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌ساختیم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودی)، نزدیک بود به آنان تمایل کنی.
 
در اينجا نيز بحث معامله ی برد-برد و امتياز دهي در مقابل امتيازگيري مطرح بود ولي خداوند به شدت آن را رد كرده و پيامبر را در صورت پذيرفتن تهديد مي كند و مي دانيم كه پيامبر حسب مقام عصمت حتي به پذيرفتن معامله ي كفار نزديك نشد.
 
سه: به آيات 8 و 9 سوره ي قلم نظر كنيد:
 
فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِين. وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ.
 
ترجمه: حال که چنین است از تکذیب‌کنندگان اطاعت مکن! / آنها دوست دارند نرمش نشان دهی تا آنها هم نرمش نشان دهند (نرمشی توأم با انحراف از مسیر حق).
اين آيات نيز خبر از وجود يك معامله اي مي دهند كه پيامبر از آن نهي شده است.
 
حال اگر خداوند مخالف معامله ي برد-برد است وضع مخالفتش با معامله اي كه برد-باخت يا مشكوك به برد-باخت است معلوم است. لذا به نظر مي آيد پيام قرآن آنقدر واضح است كه نيازي به توضيح بيشتر ندارد و برداشت را به خواننده ي محترم واميگذاريم.
 
و اما سيره معصومين:
 
در سيره ي معصومين نيز مشاهده مي كنيم در مواجهه ي اهلبيت با دشمنان هيچ معامله ي برد-بردي در كار نبوده و ختم كار معصومين يا نصرت و يا شهادت بوده است. حتي در صلح امام حسن عليه السلام نيز معامله برد-بردي در كار نبوده چه اينكه در ظاهر، امام شكست خورده و در شرايط معامله نبوده است و تنها توانست با عزّت اين شكست و ضعف را كمرنگ كند. امام رضا عليه السلام نيز در معامله ي برد-برد پیشنهادی مأمون، معامله را نپذيرفت و درنهايت به شهادت رسيد.
 
نکته:
 
شاید کسی بگوید معاملات اعتقادی با معاملات اقتصادی یا نظامی متفاوت است؛ جواب آنست که قطعاً چنین است، اما اولا این آیات یک نگاه کلی را نیز بیان میکند و در همان مورد خاص محصور نمی مانند؛ ثانیا تعميم زشتی معامله ي برد-برد در اعتقادات به مسائل اقتصادی و نظامی اگر ممکن نباشد،  آنجا که معاملات برد-برد اقتصادی مقدمه ای برای ورود در معامله ي برد-برد اعتقادی شود قطعا تعمیم پذیر میشود.
 
چراکه غایت اصلی در اینگونه معاملات همان معامله اعتقادی است که قرآن درباره غایت آن میفرماید "لن ترض عن الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم (بقره-آیه 120) / هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی."
 
اینجاست که اگر معامله ی اقتصادی هسته ای منجر به معامله ی اعتقادی شود آیات مذکور بر آن منطبق می شود. سخن آمریکا از برجام های دیگر و نهیب مقام معظم رهبری درباره نفوذ، باید ما و بخصوص دولت محترم را به شک و تأمل وا دارد. چه اینکه نفوذ دیگر حد و مرزی نمیشناسد تا اینکه منجر به آن شود که ابتدا آنها کمی در اعتقادات به ما امتیاز دهند و ما نیز امتیاز بدهیم و این همان معامله ي مردود در قرآن است سپس در انتهاي جریان حتی "تتبع ملتهم" پیش می آید که دیگر امتیازی نمیدهند بلکه اتباع کامل را طلب میکنند.
 
مطلب دوم: امتیاز دهی فرسایشی
 
معامله ی برجام هرچه بود تمام شد اما قرار آن بود که انجام تعهدات طرفین متوازن و متناظر باشد! در این چند ماهه که ایران به تمام تعهدات سنگینش عمل کرد چندین بار دیدیم که طرف مقابل یا برجام را نقض کرده و  یا به اعتراف دولتمردان، آن را با تأخیر انجام میدهد و یا در انجام کامل آن کارشکنی کرده است. 
 
نکته مهم اینجاست که دشمن ابتدا در دادن امتیاز تعلّل میکند و پس از کلی انتقاد منتقدین برجام و فشار ایمیلی موافقان برجام، مقداری سر کیسه را شل کرده و به برخی از تعهداتش عمل می کند. در این میان در داخل کشور دو گروه صف بندی میکنند؛ گروهی که تا قبل از انجام این تعهدات اندک، از عدم انجامش انتقاد میکنند و گروهی که پس از انجام آن، طعنه به گروه مقابل میزنند و به آن فخر میفروشند و این یک جنگ روانی فرسایشی از سوی دشمن است که به مرگ میگیرد تا به تب راضی شویم.
 
حرف صحیح آن است که انتقاد از عدم انجام تعهدات، محدود به سوئیفت و امثال آن نیست تا پس از گشایش مقداری از آن، گمان رود که بدبینی امری بیخود بوده است و فلان مسئول نیز نباید با دیدن رفع فلان تحریم و اخذ چند چمدان پول، منتقدان را آچمز کند بلکه این رفع محدودیتها قرار است کامل و متوازن باشد که اگر دشمن به برخی از آنها بلکه حتی اگر به همه آنها پایبند باشد باز هم با وجود عبور از برخی خطوط قرمز (به اعتراف وزیر محترم امور خارجه) جای فخر فروشی به داخلی ها را ندارد. اگر کسی از عدم انجام تعهدات با تاخیر در اجرای آنها انتقاد کرد انتقادش به جا است و آن زمانی که آن دشمن آن تعهدات را انجام دهد شق القمری رخ نداده و وظیفه‌اش بوده است که اگر به همه تعهداتش سر وقت عمل کند باز هم بدلیل عبور از برخی خطوط قرمز آن معامله برد-برد رضایت بخش محقق نشده است. ناگفته پیداست که بدبینی و انتقاد، خود نوعی فشار بر دشمن بوده که دولت محترم از آن بهره برده است از جمله آنکه شخص آقای ظریف از همین فشار منتقدین بهره برده و طرف غربی را در صورت عمل نکردن به برجام، تهدید به روی کار آمدن مجدد آنها کرده است.

 

انتهای پیام/

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها

.