انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 14152
08:21

شهید محمدرضا خردمند

من یک معلم هستم کارب خانم ناصح پور
نسخه مناسب چاپ

شهید محمد رضا خردمند

من یک معلم هستم به روایت از کتاب سوره های سرخ نوشت

شهید محمدرضا خردمند

تاریخ تولد :1344

تاریخ شهادت : 1365/10/22

محل شهادت : شلمچه

شهید محمدرضا خردمند درسال 1344درخانواده متدین ومذهبی درشهرستان تبریز پابه عصره حیات گذاشت. او تحصیلات خود را در تبریزسپری نمود.  شهید دوران ابتدایی را در دبستان شیخ محمد خیابانی و راهنمایی را در مدرسه کمال و دوران دبیرستان  را دردبیرستان طالقانی تحصیل کرد و در سال سوم دبیرستان به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد. شهید محمد رضا در شانزده سالگی پدر خود را از دست داد  و برای کمک به معشیت خانواده مشغول کار شد .او دوره های امداد و نجات را در جمعیت هلال احمر استان به سرعت فرا گرفت و در بیمارستان شهدا برای کمک به مجروحان جنگ تحمیلی مشغول به کار شد.او مدت ها قبل از این کاردر دارو خانه دکترمحمدی در خیابان تربیت مشغول به کار و تامین معاش زندگی بود.  شهید خردمند بسیار مهربان بود.رفتار نمونه ای داشت. به فقیران و نیازمندان کمک می کرد.محبت و علاقه ی خاصی نسبت به اسلام و قران داشت . درمسجد غریبلر فعالیت می کرد. در جلسات مسجد و قران و نمازهای جماعت شرکت می کرد علاقه  وافری نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت پیدا کرد که در نوحه هایش اکثر از انها یاد می کرد. دو برادر او به جبهه رفته بودند که یکی از انها به نام ((حاج امیرعلی)) جانباز شد تا اینکه پس از تقاضای مکرر وی مبنی بر اعزام به جبهه های جنگ از طریق بسیج در 8 آذر 1365 به جبهه اعزام گردید . این شهید بزرگوار در ورزش نیز در حد و اندازه خود فعالیت خوبی داشت و ورزش فوتبال را در اندازه محله و دبیرستان خود با جدیت دنبال می کرد. دوران جوانی و نوجوانی محمدرضا با آغاز جنگ تحمیلی همراه بود و این شهید عزیز علاقه زیادی برای شرکت در جبهه ها و دفاع از کیان و حریم کشور اسلامی مان داشتند. دو برادر بزرگوار ایشان یعنی امیرعلی و مختار هم از جانبازان سرافراز دوران دفاع مقدس هستند. با شدت گرفتن جنگ تحمیلی در سال های 64 و 65 صدام پلید که از جنگ در خطوط جبهه ناامید شده بود به بمباران و موشک باران شهرها روی آورد. در این میان بسیاری از دوستان محله شهید بزرگوار در بمباران ها به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. تقاضاها و اصرارهای مکرر وی جهت حضور در جبهه ها روز به روز بیشتر می شد تا آنکه با موافقت مادر صبور و با ایمان خود در تاریخ 8 /9/ 65 به مناطق جنگی اعزام شد. شهید خردمند دوره ی آموزشی را در پادگان شهید باکری دزفول گذراند و سپس به منطقه عملیاتی شلمچه اعزام شد. دینداری و خداپرستی همراه با خلق و خوی نیک او را به وادی عشق کشید و هنوز مدت زیادی از حضور او در جبهه نمی گذشت که در عملیات بزرگ کربلای 5 بر اثر اصابت ترکش به سر و صورت ،مهمان سفره الهی شد و به فیض عظمای شهادت نائل آمد. پیکر این شهید عزیز پس از 40 روز در منطقه جاشم پیدا شد و پس از انتقال به تبریز و تشیع باشکوه در گلزار شهدای بقائیه مارالان به خاک سپرده شد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها