انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 14475
11:25

اندر احوالات شفاف‌سازی فیش حقوقی یک معلم!

اصلاً نمی‌خواهم حکمم را نشان دهم که بعد خودتان بفهمید خیلی بیشتر از این‌ها می‌گرفته‌ام و نتوانم کاری کنم. شفاف‌سازی کردن که اجباری نیست، من از اولش می‌گویم نمی‌خواهم کسی از حقوقم باخبر شود.
نسخه مناسب چاپ

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج فرهنگیان، از بس تلفن منزل زنگ می‌خورد کلافه شده‌ام، جواب این آقازاده را می‌دهم، آن‌یکی زنگ می‌زند، من هم گفته‌ام تا خود وزیر یا رئیس‌جمهور زنگ نزند من شفاف‌سازی نمی‌کنم! آقا زور که نیست دلم نمی‌خواهد کسی از دریافتی و حکم و فیش حقوقی‌ام باخبر شود. هی فیش فلان آقا را نشان می‌دهند و می‌گویند فلان مبلغ می‌گیرد؛ خب به ما چه؟ اصلاً باید اعتراف کنم من هنوز با این اعداد آشنا نشده‌ام.

 معلمم همیشه وقتی چیزی را نمی‌توانست بشمارد علامت بی‌نهایت را می‌گذاشت؛ حالا به من چه ربطی دارد که توی حکم فلان آقا یک‌یک گذاشته‌اند با علامت بی‌نهایت!

 من که کاری به کسی ندارم! خوراکم از صبح تا ظهر گچ و سرب است و بعدازظهر برای این‌که رودل نکنم، باید به زن و بچه هی وعده بدهم که برای خرید فلان وسیله عجله‌ای که نداریم بماند ماه بعد، کاری هم ندارم فلان معاون وزیر یا فلان مدیرعامل حکمش چقدر است؟ عیدی و حق شغل و مسکن و... چقدر می‌گیرد! آقا دلم نمی‌خواهد شفاف‌سازی کنم؛ زور که نیست؟

 اصلاً نمی‌خواهم حکمم را نشان دهم که بعد خودتان بفهمید خیلی بیشتر از این‌ها می‌گرفته‌ام و نتوانم کاری کنم. شفاف‌سازی کردن که اجباری نیست، من از اولش می‌گویم نمی‌خواهم کسی از حقوقم باخبر شود. همین‌قدر بدانید که آن‌قدر صادق هستم که بگویم حقوقم برای قسط‌هایم می‌رود و با یارانه زندگی را می‌گذرانیم، این شفاف‌سازی‌ها هم باشد برای آقایانی که در ماه فیش‌های حقوقی می‌گیرند! مهم نیست فیش اول باشد یا دوم یا سوم، یا نمی‌دانم چندم! فیش، فیش است دیگر!

توی فیش یک کارمند عادی نوشته ساعات اضافه‌کار فلان ساعت که بابت هر ساعت شش هزار تومان دریافت می‌کند، در خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن و بدون استراحت در ماه نهایتاً هشتاد ساعت اضافه‌کار داشته باشد، اما خوب، من را چه به اظهارنظر! ربطی به من ندارد در فیش فلان مدیر نوشته ۲۰۰ ساعت اضافه‌کار که برای هر ساعت پانزده هزار تومان دریافت می‌کند یا نمی‌کند، کمتر است یا بیشتر، حتماً شبانه‌روز آن‌ها با ما فرق می‌کند، همان‌طور که خیلی چیزهای دیگرشان متفاوت است!

اصلاً سیم تلفن را می‌کشم که راحت باشم، نمی‌خواهم هرروز جواب یک نفر را بدهم، اصلاً آقا فکر کنید می‌ترسم از نشان دادن فیشی که وقتی لو برود، خیلی‌ها شرمنده می‌شوند! نمی‌خواهم خاطر مبارک حضرات مکدر بشود؛ آن‌ها را چه به ناراحتی، به درد شرمندگی پیش خانواده، به هزار مرض و کوفتی که ما دچارش هستیم؟

 اگر آن‌ها غمگین شوند چه کسی در ساعات کاری جلسه برگزار کند؟ چه کسی حق حضور در جلسه بگیرد؟ نه آقا من را معاف کنید. هر جور که فکر می‌کند این وصله‌های شفاف‌سازی به ما نمی‌چسبد. بهتر است خود آقایان که صداقت از سر و رویشان می‌بارد حکم‌هایشان را نشان دهند، آن‌ها را که می‌بینم دلم به حالشان می‌سوزد، وضعشان از ما انگار بدتر است. کاش می‌شد یک‌طوری کمکشان کرد، هر چه باشد عادت به کم‌پولی ندارند، چه برسد به بی‌پولی!

 البته خدا جلسات و اضافه‌کارهایی را که در ساعات اداری تشکیل می‌دهند، برایشان نگه دارد، ان شاء الله که بابتش حق حضور در جلسه نمی‌گیرند، صرفاً برای رضای خدا است و فیش‌های چندگانه حرف بی‌اساسی است :) .

 

انتهای پیام/

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها