انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 15557
13:49

هیلاری کلینتون، نماد «فساد نهادینه در آمریکا» است/ شعبده بازی در انتخابات آمریکا؛ نمایش و بازی دموکراسی

فرآیند انتخاب رئیس‌جمهور در ایالات متحده بیشتر به یک شعبده‌بازی شبیه است تا یک انتخابات واقعی. صحنه انتخابات توسط دو حزب عمده که سلایق مالی و تجاری مشخصی دارند، هدایت و مدیریت می‌شود. قدرت میان این دو حزب تقسیم شده و کسی دیگر توان رقابت ندارد.
نسخه مناسب چاپ

دکتر والت پِرِتو (Walt Peretto) نویسنده، روزنامه‌نگار، محقق، تحلیل‌گر و روان‌شناس سیاسی-اجتماعی آمریکایی است که بارها با Press TV مصاحبه داشته است. وی تحلیلی از انتخابات امریکا که فردا برگزار می شود به  رجانیوز ارسال نموده که در ادامه از نظر می گذرد.

سه‌شنبه 18 آبان، رقابت‌های انتخاباتی برای برگزیده شدن رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده به قله می‌رسد و احتمالا هیلاری کلینتون به صورت رسمی به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا معرفی می‌شود. وقتی که برنی سندرز با فشار و زور و تقلب به کنار گذاشته شد و نیروهای پشت پرده سیاسی سایر رقبا را نیز کنار زدند، مشخص است که نهایت این نظام فاسد سیاسی به شخصی به مانند کلینتون منتهی خواهد شد.

قدرت اصلی اقتصاد و سیاست در آمریکا، اکثر اروپا و حتی اکثر جهان، در دست اندکی از افراد است که به مردم و دغدغه‌های آنان دروغ می‌گویند. در مورد خاص ایالات متحده، این قدرت پنهانی در بخش وزارت خزانه‌داری متمرکز شده است که به FED معروف است. این سازمان تمامی نهادهای مالی و مجاری تجاری کشور را تحت کنترل خود گرفته؛ در حالی که بخشی از دولت آمریکا نیست و بر یک شبکه بانکی جهانی و اروپایی استوار است؛ به ویژه در لندن. از سال 1913 این سازمان کنترل نظام اقتصادی کشور را در اختیار خود گرفته و نتیجه آن، اعمال نفوذ سیاسی در کاخ سفید و مناسبات سیاسی است. برای FED مردم اصلا مهم نیستند؛ بلکه این سیاستمداران و شرکای تجاری هستند که انتخابات را به هر سمت و سویی که تمایل دارند، هدایت می‌کنند.

هیلاری کلینتون یک زن تشنه قدرت و ثروت است که هیچگونه احساسی نسبت به وضعیت نامناسب مردم ندارد. او می‌داند که می‌تواند در صورت تصاحب صندلی قدرت در اتاق بیضی کاخ سفید (دفتر رئیس‌جمهور ایالات متحده)، با صاحبان بانک‌های بین‌المللی و زمامداران جریان مالی در جهان معامله کند و این جایگاه را به آنان بفروشد؛ کسانی که جهان را تبدیل به جولانگاه یگانگی خود کرده‌اند. برای رسیدن به این اهداف، رئیس‌جمهور آمریکا باید اقدام به مقابله و زجر دادن با کشورهایی که حاضر به پذیرش این نظام نیستند، کند و آنان را با نظام‌هایی که قابلیت تطابق با ساختار نظم نوین جهانی را دارند، جایگزین کند. اگر هیلاری کلینتون رئیس‌جمهور شود، آماده است تا این موضوع را در دستورکار و برنامه خود قرار دهد و زمینه را برای غول‌های چندملیتی و شرکت‌های اقتصادی فاسد فراهم کند.  

فرآیند انتخاب رئیس‌جمهور در ایالات متحده بیشتر به یک شعبده‌بازی شبیه است تا یک انتخابات واقعی. صحنه انتخابات توسط دو حزب عمده که سلایق مالی و تجاری مشخصی دارند، هدایت و مدیریت می‌شود. قدرت میان این دو حزب تقسیم شده و کسی دیگر توان رقابت ندارد. بر همین اساس، اکثر رای دهنگان مجبورند که به یکی از دو ایدئولوژی حاکم – یعنی دموکرات یا جمهوری‌خواه – متمایل شوند؛ حتی اگر منطبق بر سلیقه آنها نباشد. در حقیقت هیچ خبری از بیان تفکرات متضاد و مخالف نیست؛ بلکه همه چیز مدیریت شده است؛ چیزی تحت عنوان شعبده‌بازی با افکار عمومی.  توانایی ایجاد تغییر واقعی در نظام سیاسی ایالات متحده وجود ندارد و جریانات و علائق سیاسی تنها در میان این دو تفکر غوطه می‌خورند.

به نظر می‌رسد که سران هر دو طیف سیاسی به این نتیجه رسیده‌اند که هیلاری کلینتون باید در مسند قدرت باشد تا بتوانند منافعشان را تامین کنند. حتی پل رایان و جرج بوش، از چهره‌های مطرح حزب جمهوری‌خواه هم دست از حمایت از دونالد ترامپ کشیده‌اند و حتی برخی اعلام کرده‌اند که به کلینتون رای خواهند داد. جریان رسانه‌ای اصلی در آمریکا (که تحت نفوذ و هدایت سران و نخبگان سیاسی است) هم به طور مشخصی علیه او فعالیت می‌کنند.

نامزدهایی خارج از نظام دو حزبی در آمریکا فقط برای نمایش و بازی دموکراسی طراحی شده‌اند و اساسا جایگاهی در میان رسانه‌های جریان اصلی ندارند. حتی از مناظرات تلویزیونی هم بیرون گذاشته می‌شوند و گاهی اوقات توسط پلیس دستگیر می‌شوند؛ اتفاقی که در سال 2004 افتاد و در سال 2012 هم برای جیل استاین، نامزد حزب سبز تکرار شد. او معتقد است که نظام سیاسی آمریکا مبتنی بر دموکراسی نیست و دارای یک هسته فاسد مرکزی است.

مردم بسیار تلاش می‌کنند تا با فعالیت سیاسی خود به گسترش فضای آزاد و دموکراسی کمک کنند اما  در این زمینه ما همیشه مجبور به تبعیت از نخبگان محدود و فاسد سیاسی هستیم. علت این مساله، نوع نگاه مدرنیسم به ساختار سیاسی کشورهاست که چگونه انسان‌ها را برای شکل‌دهی به حالت مطلوب خود سازماندهی کرده است. این نظام هیچگونه احساس و عواطفی را به رسمیت نمی‌شناسد و فقط به دنبال تامین منافع حاکمان سیستم است. هیلاری کلینتون نماد کلاسیک و حاضر این نظام فاسد، بدون احساس و متمول است که تاکنون به کاخ سفید شکل داده‌اند.

برای احیای یک نظم نوین خارج از این چارچوب فاسد و هدایت شده، نیاز است تا ملت‌های جهان به آگاهی و استقلال ذهنی برسند تا بتوانند ساختار حکومتی موردنظر خود را پیاده کنند. قرار گرفتن هیلاری کلینتون در جایگاه رئیس‌جمهور ایالات متحده به معنای استفاده از سرنیزه و قدرت نظامی در جهان برای پیشبرد اهداف این نظام فاسد و سرایت آن به دیگر مناطق است. از کلینتون انتظار می‌رود که به دنبال راه‌اندازی یک نظم جدید در راستای حمایت از مفسدین باشد.

مردم جهان باید آگاه شوند که جهان چگونه توسط برخی افراد معدود مدیریت و هدایت می‌شود. بدون این درک مشترک از فضای جهان و بدون مشارکت حداکثری مردم در تغییر این فرآیند حاکم، امیدی به تغییر وجود ندارد. تغییر واقعی به سمت یک وضعیت مطلوب تنها زمانی ممکن است که مردم و توده به حرکت دربیایند و افکار عمومی نسبت به مسائل مختلف واکنش مثبت نشان بدهد. تنها در این زمان است که می‌توان اقلیت مطلق فاسد را به پذیرش خواسته اکثریت وادار کرد. تنها در این صورت است که آنها از قدرت نهفته در وجود خود آگاه می‌شوند و می‌توانند با استفاده از ابزاری به نام انسانیت، رنج و مصیبت انسان‌ها را که ناشی از این روند کنونی است، پایان دهند.

 

انتهای پیام/

رجانیوز

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها