انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 16017
09:32

دلنوشته ای به امام غریبم

نسخه مناسب چاپ

دلنوشته ای برای امام غریبم

میدان داران فرهنگ(زارعی)

 

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

 

دلنوشته ای برای امام غریبم

 

سلام امام مظلومم. می دانم مثل دیگر ائمه شما هم برای پایداری دین قیام کردید. می دانم هر کدام از از شما برای رسیدن به این هدف به شکل خاصی برخورد کردید و در این راه شهید شدید. می دانم امام غریبم تو نیز مانند امام حسین علیه السلام نهضت علمی کردید. امام رضای من در قرنی که سنگین ترین قرن اسلام بود مثل خورشیدی طلوع کردی. برخی اعتقاد دارند که امام غریب غربت ما با انگور مسموم شد، اما یکی از خادمان مامون چنین گفته: مامون به من گفت چند روز ناخن هایت را کوتاه نکن. بعد از چند روز مامون چیزی شبیه تمر هندی به من داد تا به دست هایم بزنم و سپس به من انار داد و گفت آن ها را فشار بده و آب آن ها را بگیر و من این کار را کردم و انار این چنین مسموم شده را مامون به امام رضا علیه السلام دادند. امام غریبم تو به راستی غریب بودی چون هم از اهل خودت دور بودی و هم دردی داشتی که حتی نزدیکانت هم متوجه آن درد نشدند. آری، تو هر دو معنی غریب را داشتی. وقتی می خوانم که در خلوت مرگ خودت را از خدا می خواستی و می گفتی خدایا اگر نجات من در مرگ است پس مرگ من را برسان قلبم به درد می آید. هر سال به قصد زیارت تو امام غریبم راهی مشهد مقدس می شوم چون خودت فرمودی هر کس با این قصد من را زیارت کند در روز قیامت او را تنها نمی گذارم. ان شالله.                                                                            

نویسنده: زیبا زارعی شهرستان شوشتر استان خوزستان

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها