انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 16359
08:48

شهید معلم کرم مقدانی

شهيد كرم مغداني

من يك معلم هستم نوشت:

همپای نسیم، ره به کویش بردند

                                                          دل را چو نظر به جست و جویش بردند

              سرباخته و به ارمغان همچون گل

                                                           یک پیکر غرق خون به سویش بردند

 

روایت عشق، قصه ای است که غصه در سطر سطر آن، مندرج است. غم دلبر و اندوه هجران را نیز دست تقدیر بر جبین عاشقان ترسیم ساخته و درمانی بر آن نیست مگر جان باختن

جانباخته ی حضرت دوست، شهید کرم مغدانی در سال 1333 در یکی از روستاهای بوشهر، ولادت یافت. خانواده اش بسیار تنگدست و محروم بودند. به همین علت و به سبب فقدان امکانات آموزشی در زادگاهش که منطقه ای مستضعف نشین بود، نتوانست در ایّام کودکی به تحصیل بپردازد. پانزده ساله بود که پدرش چشم بر دنیای فانی فرو بست، لذا سرپرستی خانواده به او محول گردید. اشتغال و کسب درآمد برای گذراندن زندگی آبرومندانه را نوعی جهاد می دانست. به همین جهت از طریق زراعت و کارگری سعی کرد زندگی خانواده اش را اداره کند. با همه ی این مضیقه ها و محرومیت ها، به امر مقدّس حق، گردن نهاد و به ازدواج مبادرت کرد. پس از این که فجر پیروزی در افق انقلاب اسلامی، حادث شد، به دلیل علاقه و اشتیاقی که به اسلام و انقلاب و خدمت به مردم داشت، پیوسته بعد از فراغت از کار و تلاش روزانه، شبانگاه در کمیته ی انقلاب اسلامی به نگهبانی و حراست پرداخت.

در سال 1361 به عنوان راننده در نهضت سوادآموزی مورد پذیرش قرار گرفت و خالصانه، بدون اظهار خستگی از هیچ کوششی فروگذاری نمی کرد. در حقیقت، او نمونه ی بارزی از یک خدمتگزار صدیق به نظام جمهوری اسلامی و امت مقاوم ایران بود و عملکرد و رفتارش برای همکاران، الگو و سرمشق بود. اخلاق حسنه ی او در خانه و محلّ کار، مبین ایمان و تقوایش بود. آنچه در منزل داشت، تنها متعلق به خود نمی دانست و با سخاوت و میهمان نوازی غیر قابل وصفی، همیشه در اندیشه ی محرومین و مستمندان بود، با این که خود از لحاظ رفاهی در تنگنا به سر می برد.

شهید که حضور در جبهه های جنگ تحمیلی را مکمل ارائه خدمات اجتماعی می دانست، در بیستم فروردین سال 1365، دعوت الهی کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) را لبیک گفت و عازم میدان نبرد گردید. پس از حضور فعال در مهبط ملائکه الله و ماوای دلیر مردان رزم آور، در 12/2/1365 در منطقه ی عملیاتی والفجر هشت، در زمره ی برگزیدگان منصب ملکوتی شهادت قرار گرفت و سر و جان خویش را فدای اعتلای مکتب آسمانی اسلام کرد.

وصیت نامه ی عطرآگین وی، سند و گواه استواری است بر اخلاص و ارادتش نسبت به اسلام و ولایت فقیه، در چند سطر از این ایثارنامه ی خونرنگ، چنین نگاشته شده است:

«... برادران، باید جبهه ها را گرم نگه دارند ... مردم، پشت جبهه را حفظ کنند و همیشه در صحنه باشند. نگذارند منافقین از خدا بی خبر، لطمه ای به انقلاب وارد ساخته و امام (رحمت الله علیه) را اذیت کنند.

وصیتم به خانواده ام این است که در مرگ من ناراحت نباشند. فقط برای امام (رحمت الله علیه) دعا کنند و همیشه از خداوند، پیروزی اسلام را خواهان باشند... »

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها

.