انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 16360
08:50

شهید معلم شبر فرهانی

شهيد شبر فرهاني

من يك معلم هستم نوشت:

            اینسان که تو با شور جنون آمده ای       

                                                               گویی ز میان خاک و خون آمده ای

            از رفتن خود هیچ مگو ای دل من

                                                                اینجا ز دیار عشق چون آمده ای

صحبت سِرِّ محبت و ذکر حلقه ی وارستگان، نام اوست.  مهرورزی او با مجاهدان راهش شهره  ی شهرها و دیارهاست. از پگاه ازل تا عشاء ابد، میثاق خاصان با جمال و کمال مطلق مداومت دارد. رهسپاران راه دوست به او محتاجند و او محتاج آنان است. اشتیاق و جذبه ی معشوق است که کوشش عاشق وامق را زندگی می بخشد. خاک کوی عشق بازان است که مومنان و عباد بر آن سر به سجده ی خالق می گذراند. درون سراچه ی قلب اهل راز، سرّی است که ریزش خون سر، افشایش می کند. این راز سال ها در بواطن و ملفوف در ظواهر زندگی است. خون جگر خوردن ها در مقام رازداری نهفته است و صبر و رضا از ملزمات این نهانکاری است. تب و تاب عاشقی در تنگنای زهد نمی گنجد و فراخنای رندی و نظر بازی و صفا را شاید. اشک و خون به امید عبور دلستان در کوی شمشاد و سنبل و سپیدار، فشانده می شود.

 

قلب شهدا، مجموعه ی غمنامه ی عشّاق است. آنان به یک کرشمه هم مجنون و هم فرهاد و هم خسرو و هم رامین و هم وامق و هم منصورند. جرمشان این است که اسرار را هویدا ساخته اند. اسراری که سالیان سال، دور از نبردگاه و میدان سرخ ولایت، در پس پرده مانده بود.

بشنویم از شهیدی سر به دار از خطه ی آزادگان...

شهید بشر فرهانی در سال 1335 در خرمشهر، خرمی عشق آغاز کرد و دیده به سرای امتحان گشود. مقاطع تحصیلی را در همان شهر طی کرد و موفق شد دیپلم متوسطه خود را دریافت کند. شهید فرهانی همچون دیگر فرزندان پاک اسلام در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی و از بین بردن نظام طاغوتی و آثار شوم آن، تلاش بسیار کرد.

پس از پیروزی با جلالت انقلاب اسلامی در 8/1/1360 همکاری خویش را با نهضت جهالت ستیز سوادآموزی آغاز کرد. با غرش اژدهای پوشالی جنگ تحمیلی و تجاوز دست نشاندگان استکبار جهانی به ایران اسلامی بر آن شد تا ندای نصرت طلبی امام (رحمت الله علیه) را لبیک گوید. به همین جهت به جبهه اعزام شد و در 12/2/1361 بر اثر اصابت ترکش خمپاره مزدوران بعثی از ناحیه شکم مجروح شد. پس از چندی، فصلی دیگر بر فصول کتاب سرخ تشیع افزود و تن پوش گلفام شهادت را به تن کرد.

موجی از عاظفه و عبودیت و رشادت در خون نامه ی این شهید معظم، مشهود است. شمه ای از آن را می نگریم:

« برادران و خواهران! شما باید وحدت و انسجام خود را هر چه بیشتر با سایر اقشار ملت حفظ کرده و همیشه در صحنه باشید و دستورات الهی را هر چه بیشتر انجام دهید. پیرو فرمان امام امت باشید. مادرم، هیچ وقت محزون از شهادت من مباش؛ چرا که خط سرخ شهادت را از مکتب حسین (علیه السلام) تو به من آموختی، پدرم، باید در این اواخر عصای دست تو بودم، اگر چه این عصا به ظاهر شکسته؛ ولی در باطن پایدار و استوار است و پشتوانه ای است برای فردای شما. »

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها