انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 16435
08:39

مرد بازنشسته طعمه شبکه های اجتماعی!

او به شبكه های اجتماعی معتاد شد و كارش به جایی رسید كه نه تنها هیچ توجهی به من نمی كرد بلكه موقع خوردن غذا ، هنگام راه رفتن ، خواب و ... سرش توی گوشی تلفن لعنتی اش بود.
نسخه مناسب چاپ

دارم دیوانه می شوم. یك عمر با آبرو زندگی كرده ایم حالا ... . آن قدر فشار عصبی دارم كه نمی توانم حرف بزنم. ما تا دو سال قبل مشكل خاصی نداشتیم. متاسفانه شوهرم كه بازنشسته است وارد شبكه های اجتماعی شد. روزهای اول ذوق و شوق می كردیم با همدیگر صفحه ها و گروه های اجتماعی را می دیدیم. كم كم رفتار و حركاتش عوض شد. خودش را كنار می كشید و حتی به خاطر آن كه اعتراضی نكنم برای من هم یك گوشی تلفن خرید.
او به شبكه های اجتماعی معتاد شد و كارش به جایی رسید كه نه تنها هیچ توجهی به من نمی كرد بلكه موقع خوردن غذا ، هنگام راه رفتن ، خواب و ... سرش توی گوشی تلفن لعنتی اش بود.
خیلی نگران بودم و او را زیر نظر داشتم. متوجه شدم با چند دختر جوان رابطه برقرار كرده است. شوهرم نمی دانست این رفتارها چه آثار شومی در زندگی مان برجای می گذارد . ما سر این مساله با هم جرو بحث می كردیم و اوضاع خانه متشنج شده بود.
متاسفانه پسر بزرگم كه دانشجو است نیز پا در كفش پدرش گذاشته و اسیر اعتیاد مجازی شده است. او هم با چند دختر در ارتباط است و حتی یك بار با خوردن قرص قصد خودكشی داشت.
نمی دانم عضو كدام گروه و شبكه اجتماعی شده كه امید و توكل به خدا را از دست داده است. با دستور دكتر متخصص او را در یك مركز روان درمانی بستری كردیم. زندگی ام بوی خیانت گرفته و حالم از این وضعیت به هم می خورد . به دایره مشاوره كلانتری 35 آمده ام. نمی دانم با پسرم كه مدام حرف از خودكشی می زند چه كار كنم ... .

انتهای پیام/ 

میزان
 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها