انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 16967
17:33

شهید معلم بهرام ریاحی

شهید بهرام ریاحی

من یک معلم هستم نوشت:

حضرت امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمود:

پس به خدا قسم من بر حقّم و دوستدار شهادت.

شرح نهج البلاغه،ج6،ص99و100

 

شهید بهرام ریاحی

در آبان ماه سال 1342 کودکی پا به دنیا نهاد که نامش را بهرام نهادند. او از همان کودکی بدلیل داشتن هوش سرشار، سلامت فکر و اندیشه، رفتاری عاقلانه و متین از خود نشان می داد. به خاطر همین امر، توجه خانواده را به خود جلب می کرد. در مدرسه ای که مدیر آن روحانی بود مشغول به تحصیل شد و مسیر تربیت خود را شروع کرد. وی با هوش سرشارش بر رشد و بالندگی فکری او افزود، بطوریکه تا کلاس پنجم شخصیتش  شکل گرفته و مثل یک طلبه کوچک آرام، صبور، خوش اخلاق، خوش رفتار بود. در سه سال راهنمایی مانند یک معلم اخلاق، رفتاری بزرگ منشانه داشت. به این جهت پدر به او لقب شیخ داده بود.

شهید ریاحی زیاد مطالعه می کرد و هر جا که لازم می دیداز منابع غنی اسلام حدیثی را بازگو می کرد که متناسب با آن موقعیت باشد. همیشه نماز خود را سر وقت می خواند. صبح وظهر و عصر مغرب و عشاء، هر کدام را جداگانه ادا می کرد. در تابستان گرم و سوزان و پر حرارت اصفهان که تحمل روزه برای هر نوجوانی سخت بود اما او با کمال صبر و تحمل و بدون هیچ گونه ناراحت وظیفه دینی خود را انجام می داد. اوقات بیکاری را به خواندن قرآن و نهج البلاغه صرف می کرد.

کلاس سوم راهنمایی بود که انقلاب اسلامی به تظاهرات عمومی و همگانی تبدیل شد و او به همراه برادرانش در راهپیمایی ها شرکت می کرد و در همه ی صحنه ها حضوری فعال و پرشور داشت. ویژگی اخلاقی شهید ریاحی این نبود که از خودش تعریف کند. او در جلسات مخفیانه که توسط اشخاصی چون شهید سالک و آقای پرورش و دیگر زحمت کشان انقلاب اداره می شد شرکت می نمود.

هدیه ی گران بهای امام خمینی (رحمت الله علیه) برای امت اسلامی رشد و بالندگی سیاسی، اجتماعی بود و شهید نیز از این هدیه بهره مند شده بود. او و دیگر جوانان هخمد سن و سالش به رشدی رسیده بودند که مفهوم قسط، عدل، ایثار و از خود گذشتگی را می فهمیدند و به آن عمل می کردند.

بعد از انقلاب نیز طبق فرمایش امام علی (علیه السلام) انقلاب همچون غربالی بود که درشت ها این طرف مانده و ریزها از غربال عبور می کردند. پس از پیروزی انقلاب، جنگی بر کشور تحمیل شد که کاملا خوب و بد را از هم متمایز می کرد. جنگی که با تمام امکانات از طرف کشورهای استکباری همچو؛ آمریکا، شوروی، آلمان، فرانسه و... حمایت شد و این جوانان بودند که جان در طبق اخلاص نهادند و به عشق امامشان به یاد مظلومیت او پا به جبهه گذاشتند. بهرام، زمانی که دیپلم خود را در رشته برق دریافت کرد به جبهه اعزام شد. اولین بار در عملیات بستان شرکت نمود. پس از این عملیات پا به عرصه جبهه دیگری گذاشت. از این رو به شهرکرد آمد و با اعلام آمادگی برای همکاری در نهضت سوادآموزی  و پس از شرکت در دوره های آموزشی برای تدریس به کودکان لازمالتعلیم به فارسان منتقل شد و شغل آموزشیاری را برگزید. او پس از چند ماه خدمت در عرصه فرهنگی و آموزشی با احساس نیازی که به حضور در جبهه داشت مجددا در اسفند ماه سال 60 روانه جبهه شد و در عملیات فتح المبین شرکت کرد. بهار سال 61 بود که عملیات بیت المقدس شروع شدو این شهید در کنار برادرش (حسن ریاحی) و دیگر همرزمانش در مرحله اول آزادسازی خرمشهر شرکت کردند.

شهید بهرام ریاحی در تاریخ 12/2/61 و در عملیات فوق به درجه رفیع شهادت نائل آمد. این شهید خصوصیات ویژه ای داشت، نمازش، رفتارش و... با بقیه فرق داشت. از تزکیه نفس و تقوای بالایی برخوردار بود و به تعبیری همه ی شهدای گرانقدر، دُرهایی بودند که در صدف انقلاب پرورش یافته و در اقیانوس ایثار و ایمان رشد کردند و هرگز صدفی نظیر آنان پرورش نخواهد یافت؛ مگر اینکه در همان اقیانوس غوطه ور شوند و کشتی بانی نظیر همان کشتی بان انقلاب، کشتی آنان را رهبری نماید.

بهرام و برادرش (حسن) در آزادسازی خرمشهر شرکت کردند و دین خود را به نقلاب اسلامی و وطنشان ادا کردند و پس از این عملیات دیگر به این دنیای خاکی باز نگشتند. روحشان ملکوتی شد و به ملکوت اعلا پیوست. روحشان در جوار آقایشان اباعبدالله الحسین (علیه السلام) آرام و شاد باد و راهشان پر رهرو.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها