انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 17185
15:11

شهیده معلم عصمت پور انوری

شهیده عصمت پور انوری

من یک معلم هستم نوشت:

شهیده عصمت پور انوری، در سال 1341 در خانواده ای مذهبی و متدین، دیده به جهان گشود. در محل زندگی و شهرستان دزفول مدارج تحصیلی را از دبستان قدس (ناهید قدیم) شروع و بعد به مقطع راهنمایی در مدرسه حکت و دبیرستان ام البنین تحصیلات خود را با موفقیت طی کرد. او با دوستانی که از نظر فکری و دینی مثل خودش بودند، رفت و آمد داشت. شهیده از نظر شخصیتی، فردی فعال و اجتماعی بود و روابط عمومی خوب و بالایی داشت. در تعاملات با همه از برخورد خوبی برخوردار و برای همه الگو بود. اوقات فراغتش را با مطالعه، قرآن، نماز، دعا و خدمت به مردم پر می کرد. در همه جوانب، مطالعه داشت و اکثر شب ها تا دیر وقت مطالعه می کرد.

از دوران نوجوانی و جوانی در فعالیت های فرهنگی، تربیتی، آموزشی و قرائت قرآن فعالیت داشت. در آموزش قرآن به دیگران کمک می کرد. در دوران دبیرستان که مصادف با تظاهرات مردمی بود، در راهپیمایی ها شرکتی فعال و پرشور داشت. پس از پیروزی انقلاب به فعالیت در بسیج پرداخت و یکی از افراد موثر در تشکیل بسیج خواهران در دزفول بود.

او همزمان در دوران گزینش آموزش و پرورش و نهضت سوادآموزی قبول شد. نظرش این بود که چون نهضت سوادآموزی نوپاست و به فرمان حضرت امام (رحمت الله علیه) تشکیل شده است، در آنجا به عنوان آموزشیار بماند و ادامه فعالیت دهد. پس از چندین دوره تدریس در کلاس های سوادآموزی، به افراد نیازمند و محروم از سواد، در این کار تسلط زیادی پیدا کرد. او علاوه بر آموزش سواد، برای اقامه صحیح نماز، تلاوت آیات وحی و دیگر فرایض به مخاطبان خود آموزش می داد و علاقه خاصی به فعالیت های فرهنگی و آن هم در مناطق محروم و روستایی داشت.

در زمان جنگ، کمک های زیادی را جمع آوری و به مناطق عملیاتی ارسال کرد. او دوست داشت در جبهه حاضر شود؛ امّا همسرش راضی نبود و از اینکه شوهرش به جبهه می رفت، بسیار خوشحال بود. او اعتقاد داشت، باید در مقابل دشمن ایستاد و از دین اسلام و مملکت دفاع کرد و این امر، یعنی دفاع، زن و مرد ندارد. او زندگی ائمه اطهار به ویژه حضرت زینب (سلام الله علیها) را الگوی خود در زندگی قرار داد. و به نماز خیلی اهمّیت می داد و سعی بر اقامه نماز جماعت در مسجد محل داشت. مرتب با قرآن و دعا مانوس بود و همواره ذکر خدا را بر لب داشت.

سرانجام عصر پنجشنبه مورخ 19/9/1360 که امت اسلامی دزفول در راهپیمایی شرکت کرده بودند، در مسیر رفتن به مزار شهدای بهشت علی، هواپیماهای عراقی مردم بی دفاع را بمباران کردند و تعدادی از شهروندان و غیر نظامیان، از جمله شهیده عصمت پور انوری را به شهادت رساندند.

پس از بمباران، پیکر شهدا تشییع شد. با وجود این که شهر در معرض حملات دشمن بود؛ ولی مراسم باشکوهی برای شهدا برگزار شد. این مراسم تاثیر زیادی در آن برهه از زمان گذاشت.

«روحشان شاد و یادشان گرامی باد.»

 

مشق ایثار و ایمان

درباره ی ایمان شهیده پور انوری

 

اقوام نزدیک شهیده نقل می کنند: انگار به او الهام شده بود که شهید خواهد شد. هنگامی که چادر عروسیش را می دوختند، آیه شهادت را می خواند. همیشه در زمان جنگ و در منزلش با حجاب کامل می خوابید و می گفت که اگر شهید شدم، کاملا پوشیده باشم. همچنین سفارش می کرد، اگر شهید شدم، آقای راجی نمازم را بخواند.

خیلی دوست داشت، سعادت شهید شدن نصیبش شود. توصیه می کرد، احترام خون شهدا را نگه دارید و با خانواده ی شهدا همدردی کنید. خون شهدا را با رفتارهایتان مبادا پایمال کنید، عدالت را رعایت کنید و به خانواده ی شهدا رسیدگی و مشکلاتشان را رفع نمایید.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها