انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 17347
08:23

شهید معلم جواد گلشنی منفرد

نسخه مناسب چاپ

شهید جواد گلشنی منفرد

من یک معلم هستم نوشت:

شوق جنت صفت تاجران طمع خوی است و احرار را جنتی غیر از دیدار دوست نیست و احراری در این عالم غیر از شهید یافت نمی شود.

(سنگ نوشته مزار شهید جواد گلشنی منفرد)

جبهه اردوگاه بزرگ خدا پرستان بود. تفرجگاه سرخی که سالکان عشق در آن به گلگشت عرفان و معرفت می پرداختند و گلبانگ وصل سر می دادند. در جبهه می شد خدا را دقیق تر از همیشه و همه جا مشاهده کرد و ره صد ساله را یک شبه پیمود. بسیاری از فرزندان معنوی خمینی کبیر با پیوستن به این اردوگاه خدایی امام که بر او وزیدن گرفت در دشت ایمان و اسلام به شکوفه سبزش نشاند.

رویش سبزش به سال 1339 در محله دکرمانارخی زنجان بود. او در دامن مادری مهربان و پدری زحمتکش رشد کرد و قد برافراشت. جواد از آغاز سال های نخست کودکی هم پای پدر و مادر در محافل مذهبی حضور یافت و گوش جان به زمزمه های زلال دینی سپرد. تلاوت آیه های سپید هدایت را در نزد حاج یحیی مستر و آقا سعید فرا گرفت. در 6 سالگی قدم به دبستان خلیل نوروزی (شاه پور سابق) نهاد. تحصیلات راهنماییش در مدرسه شهید چمران (کوروش کبیر) سپری شد و در ادامه راه درس و مدرسه وارد دبیرستان دکتر شریعتی (پهلوی سابق) گردید.

پنجره های رو به صبح ایمان و آزادی که گشوده گشت، پرتو بیداری بر آیینه دل جواد هم تابید و او شانه به شانه با خیل جوانان عاشق به طواف کعبه خمین رفت. روزهای سرخ انقلاب از پی هم می گذشت و حماسه و ایثار در دستان بلند مردانی چون جواد و برادر شهیدش خلیل می بالید. شهید گلشنی که در ارتباط نزدیک با روحانیت انقلابی و پایگاه نهضت در شهر، مسجد ولی عصر (عجل الله) بود به تکثیر اعلامیه ها و نوارهای امام می پرداخت و آن ها را در سطح شهر پخش می کرد. او در بسیاری از راهپیمایی ها درگیری ها از جمله اولین راهپیمائی زنجان، فعّالانه حضور یافت تا اینکه سرانجام ایران سپیده باران شد و نهال نوپای انقلاب به بار ظفر نشست.

با پیروزی نهضت جواد همدوش گروهی از جوانان شهر برای تشکیل هسته های اولیه جهاد سازندگی، نهضت سوادآموزی، سپاه پاسداران زنجان پیش قدم شد. مدتی نیز در دادستانی انقلاب زنجان کمر به خدمت بست.

ایشان در زمان فعالیت خود در نهادهای انقلابی به صورت مجانی فقط برای خدا و برای به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی فعالیت می کرد.

 

خاطرات و خصوصیات شهید گلشنی از زبان دوستان

آقای حاج موسی مسجدی

جواد خیلی خوش اخلاق، خوش رو و خوش برخورد بود. معنویات و اطلاعاتی نسبتا خوبی داشت. خیلی صادق و متدین و شوخ طبع و گاهی بذله گو بود. به امام امت خیلی ارادت داشت.

آقای تقی طهماسبی

شهید بزرگوار جواد گلشنی از اوایل پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت خوبی در ارتباط با سپاه و انقلاب اسلامی داشت و شبانه روز خود را وقف خدمت به مردم شهید پرور و حراست از انقلاب اسلامی می نمود.

آقای حاج محمود صدر محمدی

ایشان دعای کمیل را در مسجد سیّد، مسجد رسول الله، سید فتح الله و مسجد عباسیه می خواند.

آقای سید هادی علویون

وی دارای استعداد خوب و حافظه قوی بود. ادبیات عرب را نزد حجهالاسلام و المسلمین آقا سید مجتبی موسوی خوانده و مرید ایشان بود.

آقای بهنام معینی (هم کلاسی و دوست شهید)

خلوص و صفای او و تقیدش به مسائل شرعی نیم گذاشت که او فرجامی نیک نداشته باشد. او با گروه های مبارز آن روزگار ارتباط داشت. به عربی در حد کافی آشنا بود. برای آموزشیاران نهضت تدریس می کرد. با امور قضایی سال های ابتدایی انقلاب همکاری می نمود و دارای مسئولیت بود بدون اینکه مانند امروزی ها افتخار کند و سوء استفاده کند.

سعی او این بود فردی مفید برای دین اسلام و کشورش باشد. از هنگامی که توانست کار کند تلاشش این بود که سرباری برای خانواده خود که از خانواده های متدین بودندنباشد. چون به حرفه شیشه بری وارد بود، کار میکرد و پول تو جیبی خود را تامین می نمود.

روزی خود شهید برای ما تعریف می کرد: « قبل از پیروزی انقلاب که پدرم جهت نماز جماعت مغرب و عشاء به مسجد می رفت من در منزل می ماندم. هنگام اقامه نماز جماعت برق های مسجد را خاموش و اعلامیه های امام را در مسجد پخش می کردم. پدرم پس از بازگشت از مسجد می گفت چه جوان هایی هستند! تو در خانه می مانی، اما آن ها اینگونه فعالیت می کنند. » و این سخن شهید همچنان در ذهنم مانده است که می گفت : « ملاک حقیقت افراد است. »

آقای جلال قربانی

شهید گلشنی فردی عالم و در تدریس نهجالبلاغه و قرآن فعال بود. او در گردان شهید اصغر محمدیان به عنوان تیربارچی مشغول خدمت بود و در مدت یک ماهه تا شهادتش در فرصت های روزانه اقدام به تعلیم و تدریس نهجالبلاغه برای هم رزمان می کردند.

ایشان به عنوان تیربارچی دسته یکم درست پشت خاکریز مقدم دشمن (پس از عبور) از میدان نبرد زفته بودند. وی را در حالی که پشت خاکریز دشمن موضع گرفته و در حال تیراندازی به سوی دشمن شهید شده بود یافته بودند.

آقای حاج مصطفی بهرامیون

در آخرین روزهای عمر خویش به اندازه ای به وجد آمده بود که می دانست چه می شود و به همین خاطر از شوق شهادت با همه شوخی می کرد.

حضور در جبهه های جنگ

جبهه سکوی معراج خوبان و گلچینی برای عاشقان شده بود. خدا در هر عصر و زمان بهترین ها را برای خود بر می گزیند. این بار نوبت جواد گلشنی منفرد بود که به گلشن جانان میهمان شود.

پس از سه بار حضور در جبهه های حق علیه کفر جهانی در تاریخ 2/1/1361 در عملیات فتح المبین بر اثر متلاشی شدن سر و پای راست به فوز عظیم نایل می آید و پس از 12 روز که جنازه مطهرش بین نیروهای خودی و دشمن بعثی مانده بود، توسط برادران تعاون به پشت جبهه منتقل می شود و پیکر خونین او که گواه صادقی بر صداقتش بود بر شانه های شور شهر روان شد و در تاریخ 15/1/61 در گلزار شهدای پایین میهمان مردم نجیب شهر زنجان گردید.

مدرسه ی ابتدایی دخترانه برادران گلشنی ناحیه 2 آموزش و پرورش شهر زنجان به نام این شهید و برادر شهیدش مزین شده است.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها

.