انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 17616
10:56

مادر آفتاب

لاله های زهرا
نسخه مناسب چاپ

مادر آفتاب

لاله های زهرا/معصومه حیدری.ساری

سلام ما به رحمت وبه جودد تو/ سلام ما به چهره کبود تو

معصومه حیدری.ساری

پیامبر سیب را باز کرد، نوری از آن بیرون آمد.ترسید.جبرییل گفت" بخور! این نور کسی است که قرار است دختر تو باشد، اسمش در آسمان منصوره و روی زمین فاطمه است."

و بعدها پیامبر در مقام او فرمودند:"روز قیامت منادی ندا می دهد که ای مخلوقات چشم هایتان را ببندید تا فاطمه، دخترمحمد،رد شود."

آری! همان فاطمه ایی که  تکریم و احترام ش را پدرمهربانش در اجر ومزد رسالتش نهاد و دیر زمانی نگذشت که مردم مدینه یادشان رفت سفارش پیامبرشان را! آنقدر که بعد هجرت رسول الله .ص. در مقابل گریه های او در این فقدان عظیم شکوه ها کردند :"که ای علی! به فاطمه بگو یا روز گریه کند و یا شب." و علی سایبان زد برایش نزدیک بقیع. شهر شده بود بیت الاحزان.

و باز در جایی دیگر چه بی حرمتی ها در حقش روا داشتند آنگاه که فدک را از دختر پیامبر گرفتند .آنگاه که علی را در مقابل دیدگانش کشان کشان تا مسجد می بردند و دست هایش نیز بسته بود. مولایش را می بردند تا برای خلافت بیعت بگیرند و فاطمه خوب می دانست حق ولایت با علی است وتاب نداشت آن روز علی را در غربت رها کند و درپشت در خانه قامتش خم شد تا قامت علی را خم نبیند و درس ولایت پذیری را به عالمی بیاموزد.

و مگر فاطمه می توانست تنها یک زن باشد برای شوهرش.! او پیشتر سربازی بود برای ولی زمانش! شب به شب می نشست پشت قاطر .حسن وحسین هم به دنبالش روان بودند.علی هم از جلو گام بر می داشت.به خانه ی اهل مدینه می رفتند و حرف های پیامبر و ماجرای غدیر را به یادشان می آوردند.می گفت و دست بیعت می خواست برای یاری ولایت! اما هیچ کدام گوش نمی دادند. از یکی که ناامید می شد می رفت در خانه ی دیگری!یک به یک انصار و مهاجرین را دید.حدیث گفت.برای هر کدام دلیل آورد.فقط چهارنفر قبول کردند علی  حق است و فاطمه اینگونه آرام آرام در این همه غم و مظلومیت فنا شد و جوانی اش در مسیر با علی بودن سپری شد و چه زود به دیدار پدر شتافت و  در دل یادگاران خردسالش با دعای اللهم عجل وفاتی داغی جاودانه نهاد! مادری  که دلش شور حسین را  می زند وقت رفتن!بی تاب زینب است وحسن و اشک هایش تنها برای مظلومیت علی ست! مادری که در مقابل خواسته ی جبرییل که فرمود از خدا در روز قیامت چه می خواهی؟ فرمود : "آمرزش شیعیانم را می خواهم."مادری که بهانه ی  خلقت آسمان و زمین و حتی بهانه خلقت علی ومحمد است.مادری که هنوز دلش دلواپس فرزندانش می باشد و به دعای خیرش حالمان را جویاست.

فداها ابوها یافاطمه ادرکنی.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها