انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 17971
10:02

شهید معلم سید محمد میر کمالی

نسخه مناسب چاپ

شهید سید محمد میر کمالی

من یک معلم هستم نوشت:

پیامبر خدا (صل الله علیه وآله) می فرماید:

قسم به آنکه جانم به دست اوست، دوست داشتم که در راه خدا نه یک بار و دوبار، بلکه چندین بار زنده گشته و بار دیگر کشته گردم.

صحیح بخری، ج4، ص21، باب تمنیالشهاده

 

شهید سید محمد میر کمالی، در چهارم مهر 1342 در تهران چشم به دنیا گشود. پدرش سید محمد، درجه دار شهربانی بود و مادرش، اعظم نام داشت.

شهید میر کمالی تا چهارم متوسطه در رشته مدیریت بازرگانی درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. در بیست و ششم اردیبهشت 1361 در 19 سالگی در خرمشهر به شهادت رسید و اثری از پیکرش به دست نیامد.

به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات بیشتر از شهید سید محمد میر کمالی، به مناسبت گرامی داشت شهدای جنگ تحمیلی در ادامه دو خاطره از عملیات بیت المقدس که منجر به آزاد سازی خرمشهر گردید تقدیم می گردد.

 

دو رکعت نماز عشق

خاطره زیاد است و باید گفت: « شنیدی جبهه ها مأوای عشق است؛ ولی شنیدن کی بود مانند دیدن»

در جبهه های جنگ، علی رغم آتش سنگین دشمن، تنها جلوه ای که به چشم می خورد، دو رکعت نماز عشق بود.

وقت نماز که می شد، بچه ها مجال این را نداشتند تا پوتین خود را از پا در بیاورند و وضو بگیرند. حتی خود ما 12 روز از دارخوین تا خط شلمچه، پوتین از پا در نیاوردیم و با تیمم نماز خواندیم. برای این که  هدف تیر دشمن هم قرار نگیریم، به صورت نشسته نماز می خواندیم.

این نماز لذت دیگری داشت، فرشتگان آسمانی در آنجا نازل می شدند. اکنون هم که به آن مناطق سفر می کنیم، خاک های آنجا با انسان حرف می زنند و می گویند، اینجا شهدا نجوا کرده اند و به آرزوی خود رسیده اند.

 

سوم خرداد 1361

طلایه داران پیروز اسلام از پل نو می گذرند و در اطراف اروند رود با هم در کوبیدن آخرین مقاومت های نیروهای بازمانده عراقی، منطقه را تصرّف می کنند.

صدامیان در اینجا نیز  یکی از چهره های زشت و مزدورانه خود را به نمایش می گذراند. شنیدیم که در حین عقب نشینی به شهر، مهمات و ادواتی را که قادر به بردن آنها نبودند،با جنونی ناشیاز ضربه های پیاپی و شکست های مداوم، به آتش کشیدند.

در طول روز، درگیری با شدت و ضعفی متغیر در اطراف خرمشهر ادامه داشت و در این میان گروه گروه از فریب خوردگانی که طی آزمایشی دشوار، گویا بر سر عقل آمده بودند، خود را به نیروهای ما تسلیم می کردند.

مواضع اطراف خرمشهر را دشمن توسط توپخانه دور برد، زیر آتش داشت؛ ولی آنچه مستمر و با صدایی رساتر از فریاد توپخانه دشمن، حتی در دنیا می پیچید؛خبرهایغرورآفرین و ستایش برانگیز پیروزی های پیاپی رزمندگاندلاورمان در ادامه مرحله سوم عملیات بیت المقدس بود.

شب از راه رسید. در حالی که دل های همه ما در خرمشهر می تپید و در اندیشه رشادت و پایمردی نیروهای پیکارگری بودیم که آزادسازی خرمشهر را کمر همت بسته بودند. در اطراف این شهید حماسه آفرین، نبردی پیگیر و بی امان را برای در هم نوردیدن آخرین مواضع صدامیان ادامه می دادند. شکست خوردگان مستأصل عراقی نیز مذبوحانه، دورا دور مواضع اطراف شهر و پل نو و جاده خرمشهرـ شلمچه را زیر آتش برده بودند. همه چیز نشان می داد که این آخرین تلاش های بیهوده متجاوزانی است که عمرشان در این خطه به سر رسیده است و باید بپذیرند که رفتنی و نابود شدنی هستند.

«یادشان گرامی و روحشان شاد»

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها