انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 18570
09:23

شهیدمعلم محمد علی حاجیلری

شهید محمد علی حاجیلری

من یک معلم هستم نوشت:

کلام شهید مائده ای است آسمانی که از آسمان قدس به ارمغان آورده است. همان کلامی که عارفان حقیقی را سرمست می کند؛ کلام عشق...

محمد علی حاجیلری فرزند عبّاس، در دهم شهریور ماه 1337 در خانواده ای مذهبی و کشاورز در روستای سلطان آباد گرگان به دنیا آمد. او اولین فرزند خانواده بود و اسم پدر بزرگش را برای او گذاشتند. دوران طفولیت را در خانواده ای با فرهنگ بالا ولی مستضعف سپری کرد. ایشان نیز نخستین درس های عشق به خدا را با مربیگری پدر و مادر معتقدش فرا گرفت و پرورش یافت به گونه ای که دیباچه شباب زندگی اش سرشار از عشق و علاقه به خاندان عصمت و طهارت و روحانیت شد.

شهید در سن هفت سالگی وارد مدرسه روستای سلطان آباد شد تا سوم ابتدایی تحصیل نمود. علی رغم علاقه عجیبی که به درس و مدرسه داشت به علت فقر مالی نتوانست ادامه تحصیل دهد و ایشان برای اینکه فقر و تنگدستی را از زندگیش بزداید همگام با پدر دلسوز و مهربانش وارد میدان کار و تلاش گردید و مدتی را مشغول کشاورزی شد. بسیار پر تلاش بود و .چون فرزند اول خانواده بود کوله بار سنگین زندگی بر دوش او بود و مایحتاج زندگی خانواده اش را ایشان تامین می کرد و بعد از مدتی راهی شهر شد و به دنبال کار بنایی رفت.

در عرصه زندگی حامی پدر بزرگوارش بود و همیشه تلاش می کرد تا از راه شرافتمندانه بتواند رزق خود را بدست آورد و کسب روزی کند علاوه بر آنکه به فکر زندگی و افراد اطرافش بود، یاد انقلاب و امام و اسلام به قلبش جان تازه ای می بخشید و ضربان قلبش به تپش می افتاد. گرچه نتوانسته بود در راه کسب علم و دانش گره از سر راه خود بگشاید امّا پشتوانه محکمی برای پدرش بود و یاور بی همتایی برای امام و اسلام به شمار می رفت و علاقه زیادی به امام و روحانیت داشت و بیشتر اوقات می گفت اگر امام و روحانیت نباشد، ما انقلابمان شکست خواهد خورد.

از حالات غیرتمندانه عشق را می توان از همان دوران طفولیت به خوبی مشاهده نمود. شهید از سن 12 سالگی به انجام واجبات دینی خود اهتمام می ورزید و در ایّام ماه مبارک رمضان و سایر ایّام در مراسم ادعیه و راز و نیازها شرکت داشت. علاقه ی زیادی به قرائت قرآن داشت اما به علّت کم سوادی نمی توانست به درستی قرائت کند و افسوس می خورد. او موذن مسجد بود.

همرزمش ابراهیم بلوچی می گوید : « در بحبوحه ب انقلاب همراه با بقیه مردم در راهپیمایی ها شرکت داشت. به خوبی به یاد دارم که چون ما از لحاظ سنّی از ایشان کوچکتر بودیم اولین بار تصویر مبارک حضرت امام را من در دست ایشان مشاهده کردم و در مساجد از اولین کسانی بود که مبلغ امام بود و اعلامیه های حضرت امام را توزیع می کرد و زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، در 21 و 22 بهمن ماه همراه با شهید علی اصغر عبدالحسینی و عده ای از دوستانش از روستای سلطان آباد برای فتح کلانتری 14 حرکت کردند و حضوری فعال در فتح این پاسگاه داشت تا اینکه ایشان به سن هیجده سالگی رسید. »

16 بهمن ماه 1356 به خدمت سربازی اعزام شد. با اینکه در پادگان برای خدمت سربازی خود در آن روزهای باشکوه اسلام در آن حصار به سر می برد، امّا نقش ارشادی مناسبی در بین افراد و سربازها داشت. عشق امام و انقلاب چون آبشار در ضمیر مطهرش می غرید. او نسبت به حفظ انقلاب احساس مسئولیت می کرد تا اینکه با شکل گیری نهاد مقدس بسیج وارد این ارگان الهی شد و یکی از اوّلین کسانی بود که دوره های آموزشی بسیح را در فرمانداری های آن موقع انجام داد و در پایگاه بسیج محل نیز از معدود افرادی بود که پایگاه بسیج امام علی النقی روستای سلطان آباد را بنا نهاد و چون در بنّایی تخصص داشت و استادکار ماهری بود کل بنای ساختمان به دست ایشان پایه گذاری شد، بدون اینکه از کسی اجر و مزدی دریافت کند. همچنین حمّام عمومی روستا به دست ایشان ساخته شد.

محمد علی بعد از پایان خدمت سربازی با خانم شهربانوعبدالحسینی در مراسمی ساده ازدواج نمود و حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام های احمد و محمود می باشد.

همسر شهید نقل می کند که : « بعد از ازدواج، منزلی برای سکونت نداشتیم و من طلاهایم را فروختم که به مبلغ هفت هزار تومان شد و با این مقدار پول مصالحش را آوردیم و با زجر و سختی فراوان یک چهار دیواری درست کردیم و سقف آن را به جای ایرانیت، پلاستیک زدیم و پنجره ی آن را یک پنجره آهنی قدیمی که برای پدر بزرگم بود گذاشتیم و درب آن را هم یکی از آشنایان برای ما ساخت که هزینه ی آن را به طور اقساط پرداخت کردیم و هر وقت که باران می آمد خانه پر از آب می شد و مجبور بودیم که آب ها را با ظرفی به بیرون بریزیم. »

آری محمد علی عزیز زندگی پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشت. او عاشق جبهه و شهادت بود. او همسر و فرزند و کارش را همه وقف جبهه کرده بود تا اینکه در 21 اسفند ماه 1360 از طریق بسیج داوطلبانه به جبهه های جنگ اعزام شد و تا 18 اردیبهشت ماه 1361 در گردان امام محمد باقر لشگر 25 کربلا، آر پی چی زن بوده است.

در 15 تیر ماه 1361 بار دیگر به جبهه رفت و به مدت 2 ماه در ناحیه کردستان (سپاه مریوان) به عنوان تک تیر انداز انجام وظیفه می نمود. ایشان پس از مراجعت از جبهه در تاریخ 1/9/61 به عنوان کارمند روزمزد با شروع کار در نهضت سوادآموزی تحصیلاتش را هم شروع کرد و تا دوره ی تکمیلی نهضت تحصیل نمود.

همسر شهید بیان می کند : « من با رفتن ایشان به جبهه هیچ مخالفتی نداشتم، ولی مادرش کمی مخالفت می کرد و به من می گفت تو مقصر هستی تو او را عادت داده ای! چرا مانع رفتن او نمی شوی و به او نمی گویی که تنها هستی و نرود؟ به او گفتم که محمد علی همیشه دم از شهادت می زند و می گوید مرد نباید در خانه بمیرد. در خانه مردن برای انسان ننگ است. بزرگترین آرزویش شهادت است.

همرزمش ابراهیم بلوچی می گوید : « محمد علی قبل از شروع عملیات به من مراجعه کرد و گفت من می خواهم وصیت نامه ای تنظیم کنم. وصیت نامه اش را با هم تنظیم کردیم و آنچه که ایشان گفت من نوشتم. »

همسرش می گوید : « بچه ها را داد به من، دستی به سرشان کشید، بعد دست برد روی سر مادرش، بعد خیلی نامرئی دستش را از روی سرم رد کرد، من حس کردم که سرم را دارد دست می کشد. گفت: خدا نگهدارت باشد شهربانو... »

روزهای آخر پائیز، محمد علی برای چندمین بار راهی جبهه می شد. کارمند نهضت سوادآموزی، شهید هر بار که به مرخصی می آمد، چند روزی را می رفت محل کارش، در نهضت هم فعالیت فرهنگی داشت. زمانی که ایشان با همکاران فوتبال بازی می کرد در حین بازی در زمین فوتبال، وقتی که صدای اذان را شنید، از وسط بازی بیرون رفت. دوستان محمد همه تعجب کردند که چه اتفاقی افتاده !؟ محمد رفت کنار رودخانه، وضو گرفت، در سایه درختی به نماز ایستاد، همه بچه ها با دیدن این صحنه، بازی را تعطیل کردند و رفتند کنار محمد علی برای نماز.

سرانجام ایشان پس از سال ها رشادت و دلیری در تاریخ 21/11/1364 در منطقه جنگی اروند رود در عملیات ظفرمندانهوالفجر 8 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سر شربت شهادت را نوشید و به آرزویش رسید. به گفته همسنگرانش ایشان در آخرین لحظات شهادت یا مهدی یا مهدی می گفت و سفارش داشت که امام را تنها نگذارید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای امامزاده عبدالله گرگان به خاک سپرده شد.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها