انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 19399
13:50

انتخابات ریاست جمهوری از منظر تعلیم و تربیت اسلامی

بیست ونهم اردیبهشت ماه، ملت شریف ایران مثل همیشه در انتخابات سرنوشت سازی شرکت کردند و با حضور با شکوه خود، برگ زرین دیگری بر نظام اسلامی افزودند و آزادی و مردم سالاری دینی را به رخ جهانیان کشیدند.
نسخه مناسب چاپ

بیست ونهم اردیبهشت ماه، ملت شریف ایران مثل همیشه در انتخابات سرنوشت سازی شرکت کردند و با حضور با شکوه خود، برگ زرین دیگری بر نظام اسلامی افزودند و آزادی و مردم سالاری دینی را به رخ جهانیان کشیدند.

این انتخابات که در آستانه چهلمین سال پر افتخار انقلاب بود، از منظرههای مختلفی قابل بررسی، تحلیل و نقد و نظر است. در طول مدت برگزاری انتخابات، از شروع تبلیغات تا مناظره ها و مرحله رای گیری و... هم شاهد زیبایی­های فراوانی بودیم و هم صحنه هایی دیدیم که برازنده اسلام و انقلاب اسلامی و ملت شریف ایران نبود.

در همین بین نیز، تحلیل ها و اظهار نظرهای مختلفی را هم شاهد بودیم که از نگاههای متفاوت و توسط صاحب نظران مختلف عرضه شد. هم دوستان این انتخابات را خیلی متفاوت با گذشته ارزیابی کردند و هم دشمنان. هر کدام، از یک منظری به انتخابات نگاه کردند و با نگاه آسیب شناسانه، ضعف ها و قوتهایی برای این عمل اجتماعی،سیاسی و فرهنگی بر شماری کردند. ما نیز، در عرصه تعلیم و تربیت بی نیاز از بررسی نیستیم. اقتضاء رسالت و مسئولیت ما یعنی تعلیم و تربیت اسلامی، این است که پدیده های عظیم اجتماعی، سیاسی و فرهنگیرا ببینیم و آثار و تبعات آنها را بر کار خود ارزیابی نمائیم. چرا که نه تعلیم و تربیت از اجتماع و آنچه در آن می گذرد بی تاثیر است و نه این پدیده ها بی ارتباط با تعلیم و تربیت جامعه شکل می گیرد و ظهور و بروز پیدا می کند. تعلیم و تربیت هر جامعه، هم مسئول همه اتفاقات جامعه است و هم متاثر از آنها .

صاحب نظران بر این عقیده اند که رفتارها، حاصل آموخته ها و پرورش های جامعه است و همینطور، همین جامعه است که آموزگار افراد است و به افراد می آموزد که در آینده باید چگونه رفتار کنند. به همین خاطر است که نمی شود از تعلیم و تربیت جامعه ای صحبت کرد، ولی نسبت به واقعیت های آن جامعه بی توجه بود.

به قول بزرگان دینی؛ تربیت ها و اخلاقهای غلط است که امروز ملتهایی را دردنیا دچار مصیبت های بزرگ کرده است و این مصیبت های بزرگ، باعث شده اند که تربیت و اخلاق صحیح اجازه­ی به میدان آمدن پیدا نمی کند.

اگر قرار است جامعه ای اصلاح شود، باید تعلیم و تربیت آن جامعه درست باشد و اگر بناست تعلیم وتربیت درست بشود، باید عوامل و زمینه های تربیت نیز اصلاح شوند.

تعلیم و تربیت اسلامی، نظامی جامع و کامل است و تمام ابعاد وجودی انسان را شامل می شود و لذا از هیچ عاملی صرف نظر نمی کند. هم به متن و محتوا توجه دارد، هم معلم و مربی را با اهمیت می داند و هم از محیط غفلت نمی کند. در فرآیند تربیت اسلامی جسم و روح، حیات دنیا و آخرت، جامعه و فرد و ... همه باید به یک میزان پرورش یابند و هیچ یک نباید، به بهانه دیگری نادیده گرفته شوند.

در تربیت اسلامی، هدف اساسی و غایی، الهی شدن آدمی است و نظام تربیتی آن بگونه ای عمل می کند تا بتواند کمال انسانی را ممکن و میسر نماید. از نگاه اسلام، برای رسیدن به این هدف باید استعدادهای عالی انسان که در خلقت او قرار داده شده رشد کند و به فعلیت برسد و همزمان با آن، استعدادها دانی نیز زمینه و امکان رشد پیدا نکند و ...

برای آنکه استعدادهای عالی رشد کند و سایر استعدادها زمینه رشد نیابد، عوامل زیادی موثرندکه یکی از آنها و از جمله مهمترین آن، عامل حکومت و حاکم اسلامی است.

امیر مومنان علی علیه السلام در حدیثی می فرمایند؛ "الناس علی دین ملوکهم". یعنی دین مردم بر طبق دین رهبران و حاکمان آنان است و یا در جایی دیگر می فرمایند: "الناس با امرائهم اشبه منهم بآبائهم". شباهت مردم به رهبرانشان، از تاثیر پذیری آنها از پدران و مادرانشان بیشتر است و پیامبر بزرگوار اسلام نیز فرموده اند: "صنفان من امتی اذا صلحا، صلحت امتی و اذا فسدا، فسدت امتی. هر گاه دو دسته از امت من فاسد شوند، همه فاسد می شوند و اگر صالح شوند در همه اثر گذاشته و همه صالح می شوند. الفقهاء والامراء یعنی دانشمندان و حاکمان."

به همین خاطر است که علی ابن ابی طالب علیه السلام درحکمت 73نهج البلاغه می فرمایند؛ "من نصب نفسه الناس اماماً فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره؛ آنکسی که خود را پیشوای مردم قرار میدهد. پیش از تعلیم دیگری، باید به ادب کردن خویش بپردازد ولیکن تادیبه بسیرته قبل تادبیه بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالاجلال من معلم الناس و مودبهم؛ و پیش از آنکه به گفتار تعلیم فرماید، باید به کردار ادب نماید. و آنکه خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد، شایسته تر به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و ادب آموزد".

حال اگر از این منظر به انتخابات بنگریم و انتخابات را یک نوع آزمون عملی برای همه از مردم تا مسئولان در نظر بگیریم، باید بگوئیم؛ حضورپر شکوه مردم در تعیین سرنوشت خود و جامعه، اقتدار مثال زدنی نظام اسلامی برای به میدان آوردن همه سلیقه ها و عقیده ها، حتی دشمنان، شعارها و طرح مطالبات حقیقی مردم، رفع محرومیت و مشکلات جامعه و تبدیل شدن نیازهای اساسی جامعه به گفتمان و... اینها جنبه های عالی و ارزنده انتخابات بود که مورد پسند تعلیم و تربیت اسلامی نیز هست و انشاا... تداوم و اجرای آن نیز به تربیت جامعه و رفع موانع و مشکلات تربیتی کمک خواهد کرد. اما در کنار این جلوه های زیبا، نازیبائیهایی نیز دیده شد که نه تنها پسندیده تعلیم و تربیت اسلامی نبود بلکه، یقیناً آثار و عوارض منفی بسیار زیادی در کوتاه مدت و بلند مدت بر تعلیم و تربیت اسلامی خواهد گذاشت. نادیده گرفتن اخلاق و شرافت، متهم کردن یکدیگر به دروغ گویی، رقیب هراسی و متهم کردن طرف مقابل به خشونت، طرح اقدامات قانونی و عادلانه نظام در مواجهه با دشمنان قسم خورده و منافقین بعنوان نقاط ضعف طرف مقابل، نادیده گرفتن بسیاری از محکمات، مسلمات، مفاخر و مواضع قابل افتخار و استناد انقلاب، دلربائی، اصول فروشی و نادیده گرفتن اخلاق و جنبه های اخلاقی و پنجه کشیدن به سیمای نهادهای انقلابی و ... اینها جزء صحنه­هایی بودند که برازنده نظام اسلامی، مردم مومن و انقلابی و نامزدهای انتخاباتی نبوده و نخواهد بود.

ترساندن غیرواقعی مردم از جنگ حتی با وجود تذکر صریح امام المسلمین، تحریک گسل های قومی،مذهبی و جغرافیای، نادیده گرفتن مصالح ملی و مسائل امنیتی و دفاعی در تبلیغات و مناظره ها، عبور از خطوط قرمز نظام و رهبری، بزرگ کردن مسائل حاشیه ای و به حاشیه بردن مسائل اصلی و درد واقعی مردم، تحریک احساسات و عواطف جوانان و هجوم به ارزشها و ... اینها نه تنها مورد پذیرش تعلیم و تربیت اسلامی نیست، بلکه آسیب جدی به تعلیم و تربیت جامعه وارد می کند و تا مدتها از ذهن و فکر مردم خارج نخواهد شد.

اگر اعتماد مردم به نظام آسیب ببیند (که اقدامات و تبلیغات انتخاباتی لطمه زیادی به آن وارد کرد) و اگر امید مردم خدشه پیدا کندو آنها احساس کنند که حاکمانشان هیچ تقیدی به تعالیم دینی ندارند و ظاهر دین را لقلقه زبانشان گرفته اند و فقط دیگران را به دین داری و عمل بر اساس دستورات آن دعوت می کنند و... این چه تاثیر منفی ای بر تربیت جامعه اسلامی خواهد گذاشت؟! کِی و کي می تواند آثار مخرب این بی اعتمادی و تاثیر منفی را برطرف کند؟!

بدتراز گفتن مسائل اینگونه در منظر عمومی و در مقابل چشم مردم، بودن این خصوصیات و صفات در کسانی است که خود را نامزد برای مسئولیت و پیشوایی مردم قرار می دهند. نه فقط تعلیم و تربیت اسلامی اینگونه رفتارها و اینگونه اشخاص را بر نمی تابد، بلکه حتماً با اینگونه مدیران و مسئولان، تربیت اسلامی رشد نمی کند و قدمی به جلو بر نخواهد داشت.

اینکه چرا و به چه علت این رفتار ها و گفتار ها بعد از 38 سال از عمر پرخیر و برکت انقلاب ظهور و بروز می کند، خود حکایت غم باری است و نشان می دهد در مسیر تربیتی جامعه، خللی وجود دارد و کسانی به غلط چیزهایی آموخته اند و یا هنوز به آموخته ها و الگوهای دیگران چشم دوخته اند و می خواهند با آن الگوههای غلط، در جامعه اسلامی عمل کنند و ...

دنیا پرستی، جاه طلبی، ریاست خواهی، بی تقوایی، خوی پادشاهی و اشرافی گری، دور بودن و دور شدن از ارزشها دینی و انقلابی و ضعف ایمان و ... عده ای در طول این سالها باعث شده که بعضی فکر کنند در انقلاب اسلامی هم می توانند به هر شکلی و با هر دسیسه ای به قدرت دست پیدا کنند و مجازند برای مانایی در قدرت از هر وسیله و هر روش نیز استفاده نمایند.

ریشه این رفتارها دور بودن و دور شدن از ارزشهای والای انقلاب و اشتیاق به قدرت و حاکمیت و اشتباه گرفتن جامعه اسلامی با جامعه غیر اسلامی است. به نظر می رسد آن کسانی که می خواهند به هر قیمتی به قدرت و مسئولیت برسند، اینها درک درستی از اسلام و انقلاب و نظام ولایی پیدا نکرده اند. اگر درک آنها درست بود و اگر نگاه آنها به قدرت و حکومت، نگاه بر آمده از دین و ارزشهای اسلامی بود، خوب می دانستند که در اسلام، قدرت و مسئولیت، مسئولیت بیشتر است و به فرمایش مولی الموحدین (ع) اگر بنا نباشد قدرت و مسئولیت برای احقاق حق مظلوم و کوتاه کردن دست ظالم بکار گرفته شود، از آب بینی بز هم بی ارزش تر است.

از منظر تربیت اسلامی ریشه این رفتارها، الگوگیریهای ناصحیح و تربیت غلط است و اگر اصلاح نشود دیگر مجالی برای تربیت اسلامی باقی نمی­گذارد. لذا؛ باید با سرعت و بدون کمترین فوت وقت، از بود و گسترش آنها جلوگیری کرد. نباید اجازه داد این قبیل رفتارها در جامعه اسلامی شکل نهادینه بخود بگیرد و کسانی احساس کنند که می شود با همان شیوه های ناپسند غربی در جامعه اسلامی هم حکومت کرد. دیر یا زود باید خیلی از حوزه ها از سیطره سیاسیون خارج شود و برای شایسته سالاری اقدامات اساسی و بنیادی صورت گیرد. باید مدافعان انقلاب و ارزشها از هم اکنون وارد صحنه شوند و چارچوبی مشخص تر برای نامزدها تعریف کنند. خطوط قرمز نظام باید برجسته گردد و به نامزدها گوشزد شود. باید برای تبلیغات انتخاباتی، قوانین روشن تری وضع گردد. باید برای صلاحیت افراد دقت بیشتری صورت گیرد. باید دستگاههای نظارتی و قضایی فعال تر و در صحنه تر عمل کنند و اجازه ظهور و بروز رفتارهای ناپسند را ندهند. نه آنکه بگذارند رفتاری صورت گیرد و بعد بخواهد رسیدگی شود و ...

در این میان وظیفه ما و شما بعنوان متولیان تعلیم و تربیت این است که از کنار این قبیل مسائل به سادگی نگذریم. آثار و تبعات منفی این کارها را از هر اقدام دیگر، بیشتر و مخرب تر ببینیم و باورداشته باشیم که تا تربیت جامعه اصلاح نشود، این بدرفتاری ها و عملکرد های غلط از جامعه بر چیده نمی شود و تا این رفتارها در جامعه باشد تعلیم و تربیت نیز آسیب خواهد دید و حاصل زحمات مربیان و معلمان جامعه نیز بر باد می رود.

ما باید بیش از دیگران صدا بلند کنیم. ما باید متفاوت از دیگران اعتراض کنیم. ما باید اعتراضات خودمان را در قالبهای خاص تربیتی به هر دوبخش مردم و مسئولان اعلام کنیم و ما باید خود نیز برای اصلاح جامعه دست بکار شویم. نباید منتظر بمانیم تا جامعه خود بخود اصلاح شود، هر نوع اصلاح و یا بهبودی در وضع جامعه، نیازمند بهبودی و اصلاح وضع تعلیم و تربیت آن است و باید از همین حالا، اقدام همجانبه، برای اصلاح رفتارها و گفتارهای ناشایست دردستور کار همه متولیان تعلیم و تربیت جامعه در آموزش و پرورش، حوزه­های علمیه، دانشگاه ها و صدا و سیما و دیگر نهادها و رسانه ها قرار گیرد تا در کنار سایر اقدامات اجرایی و قانونی، دیگر شاهد رفتارهای غلط و غیر اسلامی نباشیم انشاا

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها