انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 19566
11:37

ضرورت صراحت بیان نسبت به مبانی اسلامی

اینروزها ولی امر مسلمین (مدظله) اصرار بر آن دارند و تاکید می کنند که آحاد ملت و مسئولین کشور هر کدام در بیان مبانی اسلامی صراحت داشته باشند.
نسخه مناسب چاپ

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بسیج فرهنگیان ، اینروزها ولی امر مسلمین (مدظله) اصرار بر آن دارند و تاکید می کنند که آحاد ملت و مسئولین کشور هر کدام در بیان مبانی اسلامی صراحت داشته باشند.صراحت در لغت به معنای ظاهر کردن، آشکار نمودن، بی پرده سخن گفتن و دور از رودربایستی چیزی را بیان کردن آمده و منظور از آن در بحث مورد نظر ما، این است که هم مردم و هم مسئولان، هرکجا که به مبانی اسلامی می رسند، بی پرده، بدون ملاحظه و بدور از رودربایستی، آشکارا مبانی اسلامی را بیان کنند و خودشان را با افتخار معتقد و پایبند به آن نشان دهند.

رهبر معظم انقلاب (مدظله) از مردم و مسئولان جامعه اسلامی انتظار دارند علاوه بر پایبندی به اسلام و قرآن، از عنوان و طرح اصول و مبانی آن در منظر عمومی و در مقابل دیدگان دوستان و دشمنان نیز ابایی نداشته باشند.

از نگاه کشتی بان انقلاب، مومن انقلابی باید هروقت و هرکجا که اقتضاء دینداری است، صریح و آشکار باشد و اصول و امور مسلم دینی مثل؛ امامت، عدالت، جانبداری از مظلوم، مخالفت و دشمنی با ظالم و ضدیت با استکبار و ... را واضح بیان کند و انگیزه های سیاسی، حفظ موقعیت و یا رودربایستی و ملاحظه های نابجا نباید باعث عدم صراحت آنها گردد.

ملاحظه و رودربایستی در بیان اصول و مبانی اسلامی آنهم در جامعه ای که به نام اسلام و با پرچم دین شکل گرفته و داعیه دار احیای مجدد آن است، عوارض و آثار جبران ناپذیری در پی دارد.

اکنون انقلاب اسلامی به نام دین، امیدهای فراوانی در اقصی نقاط عالم برانگیخته و قلوب مظلومان زیادی را به خود جلب نموده، در این زمان دینداری، پایبندی به دین و مصمم نشان دادن مردم و مسئولان در زنده نگه داشتن این امید نقش تعیین کننده ای دارد که اگر خدای ناخواسته عکس آن اتفاق بیافتد و تلقی خستگی، سستی، پشیمانی و عقب گرد بوجود آید، می تواند آثار و عوارض فراوان بدنبال داشته باشد.

علاوه بر این، امروز دشمنان اسلام و قرآن نیز از ناحیه انقلاب اسلامی احساس خطر جدی کرده و برای مقابله و نابودی آن همه توان خود را به میدان آورده اند. اکنون بیش از هر زمان دیگر، اساس اسلام و قرآن و مسلمانی در معرض هجمه همه جانبه قرار گرفته و برای مقابله با دین و دینداری از همه حربه ها از جمله؛ تحریف، تفسیر و تاویل تا جنگ نظامی و قتل و غارت استفاد می شود و به طرق مختلف دینداری مذموم و مخرب معرفی می شود لذا در این شرایط هم، مصمم بودن و صراحت داشتن و اظهار و اعلام دینداری و پایبندی به اصول و مبانی آن اهمیت دارد و نقش آن تعیین کننده است.

درست در یک چنین شرایطی سستی، بی حالی، باری به هر جهت بودن و صراحت نداشتن در اصول و مبانی دوستان را سست و دشمنان را امیدوار می کند. کمترین اثر عدم صراحت مردم و مسئولان و سکوت آنها در بزنگاه ها، ایجاد شک، تردید، دودلی، دوگانگی، تفرقه و شکاف در جامعه و امکان به جان هم انداختن مردم و مسلمانان و به تبع آن تضعیف جبهه خودی و تقویت جبهه دشمنان و استکبار جهانی خواهد بود.

در داخل نسل جوان و کسانی که برای انقلاب و حاکمیت اسلام زحمت کشیده اند را ناامید می کند. در خارج معنای عقب نشینی، شکست، پشیمانی و غیرقابل دستیابی بودن دین و دینداری عرضه می شود و دشمنان نیز نتیجه و ثمره دلخواهشان را حاصل می کنند.

دشمن سالهاست که در آرزوی پشیمانی، عقب نشینی و عبور و عدول از ارزشهای اسلامی شب و روز می گذراند. او بسیار امیدوار است که مردم دچار شک، تردید، دودلی و دوقطبی شوند و از اسلام ناب محمدی(ص)، فاصله بگیرند و به اسلام آمریکایی رو کنند. او می خواهد علاوه بر ناموفق کردن انقلاب اسلامی، از الگو شدن آن برای جهانیان جلوگیری کند و نگذارد اسلام و قرآن مبنای عمل نسل جوان و مظلوم عالم قرار بگیرد لذا؛ از دید او، کوتاه آمدن و صراحت نداشتن نسبت به مبانی اسلامی چنین پیامی را به دنیا مخابره می کند و در داخل نیز، محدوده ها و مرزهای بین دوست و دشمن را در هم می آمیزد و زمینه را برای اختلاف، به جان هم افتادن، تضعیف همدیگر و نفوذ و نفوذی ها فراهم می کند.

اینکه رهبری معظم انقلاب (مدظله) اصرار دارند که مردم و مسئولان در راه ایمان باید قوی، صریح و ثابت قدم باشند و نسبت به مبانی اسلامی صراحت بیان داشته باشند در اصل به شرایط حاکم بر دین و انقلاب و اشتیاق و برنامه دشمن برمی گردد و در حقیقت معظم له درصدد است از چنین خسارتی جلوگیری کند و به همگان گوشزد نماید که سکوت، عدم صراحت بیان و رودربایستی هریک می تواند چه آثار و تبعاتی در پی داشته باشد.

اما برای پاسخ به این سوال که چرا و به چه علت صراحت مردم و مسئولان کم می شود، بهترین عمل مرور تاریخ و مراجعه به خود اصول و مبانی اسلامی است.

هم مبانی و هم تاریخ اذعان دارند که صراحت بیان، شجاعت، جرأت و جسارت از عمق ایمان و اعتقاد و اعتماد به درستی راه و باور به از بین نرفتن نتیجه و ثمره اعمال نشأت می گیرد و در مقابل دو دلی، شک و تردید، نگرانی، سستی و نفاق میوه ضعف و سستی ایمان و اعتقاد است.

طبق مبانی و نمونه های تاریخی؛ سستی ایمان، ترس و نگرانی از سرنوشت، نگرانی نسبت به مواهب و موقعیت ها، تعلقات شخصی، خانوادگی و حزبی و گروهی، دل بستگی به دنیا، دل بستگی به پست و مقام، خستگی، پشیمانی، فشار دشمن و مشاهده سختی های صحنه عمل و یا تحلیل های غلط و تلاش برای راضی نگهداشتن همه (دوست و دشمن) و ... می توانند باعث عدم صراحت بیان در اصول و مبانی و پرده پوشی نسبت به دین باشند.

عموماً مردم و مسئولان تحت تاثیر عوامل فوق از صراحت بیان می افتند و چرب و شیرین زندگی آنها را به ملاحظه کاری و رودربایستی می رساند و چون چرب و شیرین زندگی در مسئولیت و موقعیت مسئولان بیشتر موضوعیت دارد، لذا مسئولان بیشتر و زودتر به این آفت مبتلا می شوند و صراحت خود را از دست می دهند و از طرفی، چون نقش مسئولان برای مردم نقش الگویی نیز هست ، مردم نیز همواره از مسئولان یاد می گیرند. امیرالمومنین علی علیه السلام فرموده اند : «الناس علی دین ملوکهم» یا «الناس با مرائهم اشبه منهم به آبائهم»، مردم بیشتر از پدران خود به دولتمردان و حاکمان خود شبیه هستند.

بنابراین ملاحظه و مشاهده رودربایستی مسئولان می تواند به ضعف ایمان و سستی در اعتقادات مردم نیز اضافه شود که در این صورت، القاء سستی و دلمشغولی به دنیا در جامه پدید می آید و رفته رفته زمینه برای انقلابی زدایی و دین زدایی فراهم می گردد

اینجاست که هم مردم و هم مسئولان مجاز نیستند به هیچ دلیلی صراحت بیان خودشان را کنار بگذارند و در جامعه احساس نا امیدی، خستگی، پشیمانی و سستی بوجود آورند.

راه رسیدن به صراحت بیان در مبانی و اصول اسلامی این است که همگان، همواره خدای متعال، روز جزا، حساب و کتاب قبر و قیامت، کوتاه بودن عمر و گذرا بودن موقعیت ها و مکنت ها و ... را در نظر داشته باشند و باور نمایند که روزی انسانها تعیین شده است و عزت و ذلت دست خداست.

باید انسان مومن مسلمان ایمان داشته باشد که صراحت بیان روزی او را کم و زیاد نمی کند. باید بداند همه عالم ملک خداست و خدای متعال نظاره گر اوست. به هر که بخواهد می بخشد و از هرکه بخواهد دریغ می کند زیرا خود فرموده است؛

«مالک الملک توتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعزمن تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی­­ء قدیر. بگو مالک حکومتها تویی، به هر که بخواهی حکومت می بخشی و از هرکه کس بخواهی حکومت را می گیری. هر کس را بخواهی عزت می دهی و هر که را بخواهی خوار می کنی. تمام خوبی ها به دست توست، تو به هر چیز قادری» (آل عمران – 26) باید انسان مومن باور داشته باشد که در راه اسلام شکست وجود ندارد " ولا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الا علون ان کنتم مومنین سست نشوید و غمگین نگردید و شما برترید، اگر ایمان داشته باشید" (آل عمران – 139) "ولا تهنوا فی ابتغاء القوم ان تکونو تالمون فانهم یالمون کما تالمون و تر جون من الله مالا یرجون و کان الله علیما حکیما. در راه تعقیب دشمن هرگز سست نشوید زیرا اگر شما درد و رنج می بینید، آنها نیز همانند شما درد و رنج میبینند. ولی شما امید از خدا دارید که آنها ندارند و خداوند، دانا و حکیم است" (نساء – 104) پس "فلا تنهو و تدعو الی اسلم وانتم الا علون والله معکم و لن یترکم ایمانکم. هرگز سست نشوید و دشمنان را به صلح دعوت نکنید در حالی که شما برترید و خداوند با شماست و چیزی از ثواب اعمالتان را کم نمی کند." (محمد(ص) -35)

 همچنین باید قول بزرگان دین را ازنظر دور نداشت که می فرمایند؛ منشأ ترس و نگرانی، خستگی و ... همان دلبستگی ها و تعلقات هستند مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند؛ هب الدینا رأس کل خطیئة است و همان امام همام نیز تاکید دارند که؛ دوستی دنیا بخاطر کثرت آمال و آرزو هاست و آن نیز در اثر فراموشی مرگ بوجود می آید و گناهان باعث می شوند که انسانها مرگ را فراموش می کنند و فراموشی مرگ و ازدیاد گناه نیز در اثر قساوت قلب پدیدار می شوند لذا؛ در یک چنین فرآیندی نه تنها ترس و نگرانی و خستگی در راه دین بروز می کند، بلکه قساوت قلب نورانیت دل را می گیرد و هدایت و موضع گیریها از هدایت دل به نفس و خواسته ها ی نفس واگذار می شود و در این حالت؛ افراد به خود واگذار می شوند و می خواهند اطمینان بوجود آورند و در زندگیشان ثبات ایجاد کنند به همین خاطر سعی می کنند همه را از خود راضی نگهدارند، به همین خاطر مرز خودشان را با دشمن مشخص نمی کنند و مواضع خودشان را صریح و آشکار نمی کنند تا مجبور به پذیرش هزینه آنها نشوند و ...

 پس راه کم کردن این نقیصه و علاج صراحت بیان در حقیقت؛ تقویت ایمان، نترسیدن و نگران هیچ چیز جز خشم خدا نبودن و کنار گذاشتن دلبستگی ها و تعلقات در جایی که پای دین خدا وسط می آید است. راه، اجتناب از برداشت های غلط از دین و نرفتن دنبال راضی کردن همه، احساس خستگی نکردن و از فشار سختی های مبارزه با دشمن نهراسیدن و ... است که همه آنها به این موضوع بر می گردد که باور داشته باشیم عالم در محضر خداست " بان الله یری" و خداوند همه اعمال ما را می بیند (علق – 14) و پاداش خوب و بد را نیز خواهد داد. زیرا خود به صراحت فرمود؛ «قل ان کان آباوکم و ابناوکم واخوانکم و ازواجکم  و عشیر تکم و اموال اقتر فتمو ها و تجارت تخشون کادها و ساکن تر ضو نها احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتر بصو حتی یاتی الله بامره و الله لا یهدی القوم الفاسقین. بگو اگر پداران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما و اموالی که به دست آورده اید و تجارتی که از کساد شدنش می ترسید و خانه هائی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است. در انتظار باشید که خداوند عذابش که بر شما نازل کند و خداوند جمعیت نافرمانبردار را هدایت نمی کند.» (توبه -24)

والسلام

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها