انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 25363
14:02

معلم شهید حمزه (فرامرز)جهانبیگی

معلم شهید حمزه (فرامرز)جهانبیگی

 در مورخ 2 / 1 / 1347 در روستای قلاجی از توابع بخش حمیل شهرستان اسلام اباد غرب در یک خانواده مذهبی و با تقوا بدنیا آمد تا کلاس پنجم ابتدایی در روستا درس خواند و برای ادامه تحصیل همراه با خانواده به شهر مهاجرت کرد بعد از اتمام کلاس سوم راهنمایی وارد دانشسرای تربیت معلم گردید ایشان در همان دوران کودکی در تظاهرات مردمی بر علیه رژیم نقش بسزائی داشت تا این که پس آغاز جنگ تحمیلی، سنگر دانشسرا را رها کرده و همراه دوستان تحت عنوان نیروی افتخاری در خدمت سپاه و بسیج در آمد این شهید گرانقدر بعد از شرکت در چند عملیات در مورخ  26 / 10 / 65 در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید روانش شاد و راهش پر رهرو باد .

 

خاطراتی از شهید جهانبیگی

اهمیت دادن به مطالعه خصوصاً کتب درسی

شهید حمزه کتابهای درسی خود را به همره خود به منطقه آورده بود و به محض یک فرصت کوتاه مشغول مطا لعه می شد تا حدی که حتی شب عملیات و الفجر 9 نیز کتابهایش را ( دو جلد ) به همراه خودش آورده بود که بچه ها سر به سرش می گذاشتند و می گفتند که تو که قرار نیست از عملیات برگردی پس این کتا بها را چرا بر می دارید پاسخ می داد که بگذارید اگر هم شهید شدم با کتابهایم شهید شوم تا گواهی بدهند که من از درس و مشق و مدرسه فرار نکردم و لحظه ای حاضر به غفلت از آنها نبو ده ام و اتفاقاً بعد از والفجر 9 حدود ده شبانه روز به علت تاخیر در تامین نیروهای جانشین منطقه را پدافندی کردیم و غیر از چند شب اول ما در آرامش نسبی به سر می بردیم و شهید حمزه باز هم مشغول در س خواندن می شد وقتی ایشان را در حال درس خواندن می دیدم خجالت می کشیدم و احساس ضعف و کمبود می نمودم تا اینکه بعد از اولین مرخصی من نیز کتابها یم را با خودم به منطقه بردم .

شهید حمزه از فرماندهی تا شهادت

د رعملیات والفجر 9 اولین عملیاتی بود که با هم بودیم ولی ایشان قبلا در عملیات قاد ر2 نیز شرکت داشته و مجروح نیز شده بود و ترکش نیز هنوز در سر ایشان وجود داشت که خیلی محسوس نبود در عملیات والفجر 9 ایشان تیربار چی دسته بود که لیاقت و رشادت ایشان موجب شد که در عملیات بعدی که کربلای 5 بود فرمانده دسته شود.

در عملیات غرور آفرین کربلای پنج

در رویاروئی با گارد ریاست جمهوری صدام قرار گرفتیم که یک درگیری سخت و نفس گیر داشتیم در یک نقطه که مانع از پیشرفت نیروهای ایران شده بودند دسته شهید حمزه خط شکن شد و خود جلودار نیروها از آن محل عبور نمودند و گارد صدام را مات و مبهوت نمودند در این درگیری با نفوذ شهید حمزه و دسته اش سر ایشان مورد اصا بت گلوله قناسه ً دشمن قرار گرفت و بلا فاصله به زمین افتاد آرپی چی زن دسته نزدیک ترین بود روی سر ایشان حاضر شد و گفت حمزه چی شده حمزه با آرامی جواب داد هیچی شما برید جلو و بلا فاصله با گفتن یک السلام علیک یا ابا عبد اله و یک یا ابو الفضل به دیدار معشوق شتافت که در این موقع یکی دیگر از دوستان به نام حسین فتحی روی سر ایشان حاضر شد .

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.