انتشار یافته: 0
شماره مطلب: 76
19:38

شهید شاخص سال سازمان بسیج فرهنگیان تعیین شد

متولد: 1325
نام پدر:
محل تولد : روستای تابیه (سولدوز) در حومه شهرستان نقده
مدرک تحصیلی: لیسانس ادبیات و علوم انسانی از دانشگاه تهران

او در دوران دانشجویی با آگاهی از ظلم ها و جنایات رژیم پهلوی مبارزات مخفیانه خود را بر علیه رژیم طاغوت آغاز کرد و با عضویت در کتابخانه عمومی دانشگاه سعی داشت تا هر چه بیشتر کتابهای عقیدتی اسلامی را در دسترس دانشجویان علاقه‌مند قرار دهد و نیز در افزایش سطح معلومات خود می‌کوشید.
خانواده از اغلب فعالیتهای او بی‌‌اطلاع بودند ولی از این موضوع که شهید از ناراضیان و شورشیان دانشگاه محسوب می‌شد با اطلاع بودند.
در 1353 فارغ‌التحصیل شد و عازم خدمت اجباری نظام وظیفه شدو محل خدمت او در مهاباد بود. وی در آنجا با درجه افسری شروع به خدمت کرد .
شهید علمی نیک هیچ وقت حاضر نبود که مسجد خالی بماند و به همین جهت بیشتر اوقات با هم فکری چند روحانی شیعه که از شهرهاغی اصفهان و نجف‌آباد تبعید شده بودند برنامه‌ای برای تبلیغ و پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی طرح ریزی می‌کرد.
نماز جماعت همیشه برپا بود و شبهای جمعه دعای کمیل و صبح جمعه دعای ندبه برپا می‌شد. در این زمان دومین دختر وی به دنیا آمد. برنامه سرود و درس قرآنی برای کودکان و برنامه مخصوص برای نوجوانان در مسجد دایر نموده بود. ایشان در تهران و قم کتابهای مهم بسیاری می‌خرید و به کتابخانه‌ای که خود در مسجد تاسیس کرده بود هدیه می‌کرد و جوانان زیادی در کتابخانه ایشان عضویت داشتند
یکی از کارهای شهید که باعث تعجب کردها شده بود این بود که ایشان نام پنج‌تن ( محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین ) را با خطی زیبا نوشته و در اتاق کار خود در بالای سرش به دیوار نصب کرده بود که باعث تعجب همه مراجعین کرد می‌شد. واقعا برای همه این موضوع که یک افسر ارتش شاه چنین عقیده و طرز فکری داشته باشد، جای تعجب داشت . ولکن خود نشان دهنده حب و دوستی اهل بیت و اولیاء الله بود و تکیه و توکل بر ذات احدیت که او را در کانون خطر به پیروی و متابعت از فرامین الهی و دفاع از حق وا می‌داشت
سومین دختر شهید نیز قدم به عرصة هستی گذاشت. با پایان دوران سربازی، شهید رجبعلی علمی نیک به اتفاق خانواده به زادگاه خویش بازگشت و در دانشگاه شهر نقده مشغول تدریس شد. در این دوران نیز دست از فعالیت و مبارزه نکشید و با چاپ و تکثیر اعلامیه‌های امام و روحانیت مبارز محیط تحصیل را با اوضاع و تحولات سیاسی کشور آشنا می‌کرد.
رابطه او با شاگردانش رابطه‌ای فوق روابط معلم و شاگرد بود، او نقش یک دوست صمیمی و دلسوز را بر عهده داشت و خود را از مشکلات و سختیهای دانش‌‌آموزان جدا نمی‌دید.
فعالیتهای بیش از حدی که ایشان در خارج از خانه و در اجتماع انجام می‌داد هرگز وی را از تربیت و پرورش فرزندان باز نداشت و او از هر فرصتی برای آموزش آداب اسلامی و اخلاق متعالی اسلامی استفاده می‌کرد.
وی با اخلاق و رفتار پسندیده و اسلامی خود نمونه شخصیتی محبوب ومصمم را برای اطرافیانش به وجود آورده بود. او شبها به خانه‌های مستضعفین می‌رفت و مایحتاج زندگیشان را برایشان فراهم می نمود و مقید بود آبروی آن خانواده در محل باید حفظ بماند.
حلم و بردباری او تا جایی گسترش داشت که دامنه آن خانواده افراد مقتول در حوادث و درگیریهای احزاب محله را نیز شامل می‌ شد و کسانی که دشمن محسوب می‌شدند و رودرو با سپاه و مردم می‌جنگیدند، شهید برای خانواده آنها مستمری قرار می‌داد و سعی در دلجویی و محبت به آنان داشت و سرانجام موعد عروج این روح متعالی و پر جنب‌و‌جوش نیز فرا رسید . چهارم تیر ماه به همراهی پاسداران از ماموریت بازدید شهرک کردنشین اشنویه باز می‌گشت که به اتفاق 4 تن از پاسداران در حادثه برخورد با مین به شهادت رسیدند

نکاتی از زندگی شهید
در دورانی که در مهاباد سکونت داشت به اداء فریضه کلهم راء و کلهم مسئول ، خانه به خانه و محله به محله در شهر سیر می کرد . طوریکه بعد از دو سال سکونت در آن شهر به اخلاق و عادات مردم انجا کاملا آشنا گشته بطوریکه یک جامعه شناس با معیارهای اصیل اسلامی به شمار می رفت.
اولین کار شهید در آن شهرستان تشکیل جمعیتی از اهالی شیعه و سنی بود . و به این ترتیب با بسیاری از طلاب ، اساتید و اندیشمندان آشنا شد.
پس از بازگشت به موطن خویش ( نقده) بزرگان و سیاسیون شهر او را فردی متفکر یافتند و مورد استقبال دوستان قرارگرفت.
به مرور مصاحبه های انجام شده و سوالاتی که میان مردم پاسخ می داد باعث شناخت هر چه بیشتر اهالی نسبت به تسلط او بر موضوعات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی منطقه و موجب شهرت روز افزونش می شد.

صفات نیک
شهید علمی دارای تقوای اخلاقی و تقوای دینی و تقوای سیاسی و مصداق یا ایها الذین اتقو الله حق تقاته بود.
مراثی نبود متظاهر نبود. ظاهرش روشنگر باطن و باطنش بیانگر ظاهرش بود . به انچه که می گفت عمل میکرد . و انچه اعمال او بود صادقانه و خالصانه بود . عامل گفتارش و مون به رفتارش بود . ظاهری اراسته و باطنی پیراسته و سیمائی نورانی و دلی پاک برخوردار بود . منطقش ذکر رویتش مذکر خدا و انسانی را معرفی از دنیا و متوجه به سرای اخرت می نمود. در توکل به خدا او در یکتا پرستی و در ولایت به خانداد رسالت و به مولایش امام عصر ایمانی حضوری داشت . نطقش ذکرش سکوتش فکر و اعتبار مشیش تواضع بود.
خاطرات
شهید نگران فقرا بودند آن زمانی که ما مدرسه می رفتیم ایشان ما را با ماشین ما را تا سر کوچه مدرسه می رساند شهر ما شهر کوچکی بود و پدرم سعی می کرد تا مردم نبینند که ما را با ماشین شخصی به مدرسه می رساند تا فخر فروشی نکند
ایشان خیلی سفارش می کرد تا کاری نکنیم که فقرا احساس بدی داشته باشند و غصه بخورند همچنین ایشان به فکر درس های من و خواهرم بودند به طوری که هر شب بعد از کار که به خانه می آمدیم جویای وضعیت تحصیلی ما می شدند .

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی نوشته شوند و یا غیر مرتبط با موضوع باشند منتشر نخواهند شد.

عضویت در خبرنامه

Stay informed on our latest news!

Subscribe to عضویت در خبرنامه feed

پربازدیدها